|
تعالیم
نوین بهائی برای دنیای امروز
دربارهء
دیانت بهائی و تعلیمات نوین و نظم بدیع و جهان شمول آن مقالات بیشماری موجود است ،
که هر یک بنوعی و از زاویه ای بیانگر بزرگی امر مبارک است . در این سالها
نویسندگان بسیاری با قلم های شیوای خود در راه روشنگری و زدودن اوهام و خرافات از
جان و روح این مردم کوشیده اند تا شاید آیئنه دلهای آنان غماز شود . در این نوشتار
کوتاه سعی خواهد شد تا با نگاهی متفاوت به برخی از تعالیم مولایمان ، حضرت بهاالله
روحی لاحبائه الفداء ، کمکی در جهت رفع شبهات داشته باشیم .
«... پس عالم انسانی از ظلمات طبيعت جز بترک تعصّب و اخلاق ملکوتی
نجات نيابد ...»
یکی
از آموزه های مهم دیانت بهائی ترک تعصبات می باشد . عظمت این تعلیم هنگامی آشکار
می شود که آنرا در کنار دو تعلیم دیگر آئین بهائی یعنی ، ترک تقالید و تحرّي حقيقت
و تطابق دین و علم قرار دهیم
. ابتدا به بحث ترک تعصبات می پردازیم . منظور از ترک تعصبات چیست ؟ حضرت بهاالله
جهان امروز را مانند یک وطن می دانند و از ساکنین این وطن عظیم می خواهند که دست
از تعصبات نژادی ، قومی ، قبیله ای ، ملی ، مذهبی و ... برداشته و در عوض آن در
جهت صلح و وحدت عالم انسانی ( دوتعلیم دیگر دیانت بهائی) گام بردارند . همانطور که
ملاحظه میکنید این تعالیم چنان مانند رشته های یک زنجیر در هم گره خورده اند که
بحث پیرامون یکی بدون وارد شدن به دیگری ابدا ممکن نیست .
اما چرا حضرت بهاالله بر ترک
تعصبات تاکید دارند و اصولا با ترک تعصبات چه چیزی عاید نوع بشر می شود ؟ جواب این
سوال را مبین آثار ، حضرت عبدالبها ، چه زیبا داده اند که : « ...ای احبّای الهی از
رائحه تعصّب جاهلانه و عداوت و بغض عاميانه و اوهام جنسيّه و وطنيّه و دينيّه كه بتمام مخالف دين اللّه و رضای
الهی و سبب محرومی انسانی از مواهب رحمانی است بيزار شويد و از اين اوهامات تجرّد يابيد و آينه دل را از زنگ اين
تعصّب جاهلانه پاك و مقدّس كنيد تا بعالم انسانی يعنی عموم بشر مهربان حقيقی گرديد و بهر
نفسی از هر ملّت و هر آئين و هر طائفه و هر جنس و هر ديار ادنی كرهی نداشته باشيد بلكه
در نهايت شفقت و دوستی باشيد شايد بعون و عنايت الهيّه افق انسانی از اين غيوم كثيفه يعنی تعصّب
جاهلانه و بغض و عداوت عاميانه پاك و مقدّس گردد روز بروز سبب الفت و محبّت در
ميان جميع ملل شويد ... » ( مکاتیب حضرت عبدالبها جلد2) .
اگر به عقب بر گشته و زمان
ظهور امر مبارک را مورد بازبینی قرار دهیم ، میبینیم که نه تنها در ایران که در
بیشتر ممالک ( علی الخصوص ممالک شرقی ) تعصب و عقاید نشات گرفته از آن بیداد می
کرده و این یکی از هزاران دلیل عقب ماندگی این مردمان بوده است . حضرت بهاالله ،
اول در مقام پیامبر و پزشک آسمانی و دوم در مقام یک مصلح این درد بزرگ را شناختند
و نسبت به درمان این غده سرطانی اقدام کردند . نکته ای که در اینجا باید بسیار
مورد توجه قرار گیرد و بسیار حائز اهمیت است تفاوت ترک تعصبات جاهلیه با چیزی است
که مغرضین امر مبارک به بهائیان نسبت میدهند و آن بی غیرتی است!! تفاوت این دو ،
حتی برای افرادی با تحصیلات متوسط قابل
تمیز است .
اما تحری حقیقت . چیزی که
حضرت عبدالبها آنرا اول دستور آئین بهائی میداند : « ... اوّل تحرّی حقيقت زيرا تقاليد انسان
را پليد مي نمايد و چون تحرّی حقيقت گردد عالم انسانی از ظلمات تقاليد رهائی
يابد...» ( مکاتیب حضرت عبدالبها جلد3). اما تحری حقیقت به چه کار می آید ؟ این
بار نیزبه سراغ مولای محبوب ، حضرت عبدالبها می رویم : «... از جمله تحرّی حقيقت تا عالم انسانی
از ظلمت تقاليد نجات یابد و بحقيقت پی برد اين قميص رثيث هزاران ساله را بدرد و بيندازد
و پيرهنی که در نهايت تنزيه و تقديس در کارخانه حقيقت بافته شده بپوشد و چون حقيقت
يکيست تعدّد قبول نميکند لهذا افکار مختلفه منتهی بفکر واحد گردد....» ( مکاتیب
حضرت عبدالبها جلد3) . حضرت بهاالله پیروانی آگاه و هوشیار
میخواهند ، پیروانی که با دلی باز و قلبی آکنده از عشق به ایشان رو کنند ، ایشان
پیروانی را که دین خود رااز پدارن خود به ارث برده اند نمی خواهند ، در واقع
دینداری که دین خود را کورکورانه و بعلت اینکه چون پدرانش و خانواده اش این دین را
داشته اند انتخاب کرده نمی تواند در جهت اهداف دیانت بهائی قدم بردارد ؛ چنین
دینداری در زمره دینداران بهائی که قرار است وحدت عالم انسانی را میسر سازند قرار
نمی گیرد .
یکی دیگر از تعالیم مهم حضرت بهاالله ، تساوی حقوق زن و مرد می باشد
. این موضوع که در پیام آخر بیت العدل اعظم الهی نیز مورد اشاره قرار گرفته بود
یکی از موارد تجدد طلبانه دیانت بهائی را آشکار می سازد . همانطور که این روزها در
ایران شاهد آن هستیم جنبش زنان با برپایی راهپیمایی ها و کمپین های مختلف برای
اعاده حقوق حقه خویش تلاش میکنند ، اما همانطور که بیت العدل اعظم الهی نیز می
فرمایند ، برای زنان مملکت ما برای برای حقوق زن و مرد یک واژه ساخته دست غرب نیست
، بلکه چیزی است که 150 سال پیش ، هنگامی که غرب نیز در توحش خود اسیر بود ، توسط
پیامبری ایرانی مطرح شد و در واقعه همانطور که در صادر کردن بیانیه حقوق بشر ما
ایرانیان پیشرو بوده ایم ، در صادر کردن دستوری بدیع تحت عنوان تساوی حقوق رجال و
نسا نیز ما پیشرو بوده ایم و این البته مسولیئت احبا ایران را سنگین تر میکند ،
زیرا بنا به فرموده بیت العدل اعظم الهی ما وظیفه داریم که این مطلب را به هموطنان
خود علی الخصوص زنان ایران زمین یاد آور شویم که آنها لازم نیست در این مبارزه
برای بدست آوردن حقوق خود راه دور بروند و متمسک غرب و شرق شوند ، چرا که تعالیم
بهائی و شیر زن تاریخ ساز آن ، جناب طاهره ، میتوانند الگویی بسیار مناسب برای
آنان باشند ، الگویی که از دل همین مردم در آمده و پیروی از این الگو برای زن
ایرانی سخت و مشکل نمی باشد .
حضرت بهاالله می فرمایند : «... بلند مرتبه است ، بسیار بلند مرتبه
است کسی که فرق را برداشت و اتفاق را جایگزین آن ساخت . شکوهمند است ، بسیار
شکوهمند است کسی که مانع اختلاف گشت و حکم به پیوستگی و اتحاد داد . سپاس خدای را
که قلم اعلی فرق مابین بندگان و کنیزان رااز میان برداشت و همه را به عنایت کامل و
رحمت وسیع خود در سطحی واحد مقام و جایگاه عطا فرمود ...»
ظهور پیامبران همواره به عنوان نقطه عطفی در تاریخ بشریت بشمار می
آید ؛ اما باید توجه داشت که پیامبران علاوه بر اینکه در زمان ظهور خود و آینده
تاثیر می گذارند ، همواره شرایط از زمان قبل طوری مهیا شده و بقولی جهان از سالها
قبل آماده ظهور آن تجلیات رحمانی می شود . شاید مقایسه ظهورات الهی با پدیده
انفجار اتمی و بمب اتم کمی بی ادبانه باشد ، اما اگر در انفجار هسته ای و قارچ
حاصل از این انفجار دقت کنید ، متوجه منظور خواهید شد . در واقع جهان از قبل برای
هر ظهوری مهیا شده و با ظهور پیامبر ،
جهان متحول شده وپس از آن نیز جهان به پیش می رود، در این پیش روی در زمان ای بسا
کسان بسیاری که نامی از پیامبر جدید و آئین وی هم نشنیده باشند اما بعلت آن روح
زنده و پویای دیانت جدید در اعمال خود تحت تاثیر قرار می گیرند . در رابطه با
تساوی حقوق زن و مرد چند روز پیش در روزنامه همشری خبری تحت این عنوان به چاپ رسید
:
« برابري بيمه ديه زن و مرد
در ايران
سخنگوي قوه قضائيه در نشست
خبري خود با اشاره به لايحه بيمه از قطعي شدن برابري جبران خسارت
بين زن و مرد مسلمان و غيرمسلمان خبر داد و گفت: از اين پس براي زن و مرد ديه يكسان پرداخت ميشود .»
از نظر ما بهائیان اینها همه به مدد کمک های
جمال مبارک و در راستای نقشه های جهان شمول بیت العدل اعظم الهی می باشد ، که گاه
افراد دانسته یا ندانسته در این راه و در جهت تکمیل این نقشه گام بر میدارند .
یکی دیگر از آموزههای اساسی دیانت بهائی که
نیاز آن مخصوصا برای جامعه امروز ایران بسیار ضروری می باشد ، تعدیل معیشت و
اقتصاد است . تعدیل معیشتی که در دیانت بهائی از آن یاد می شود هیچگونه شباهتی با
مرام های کمونیستی ندارد . تعدیل معیشت صحبت از تساوی مطلق هم نمی کند . ضمن اینکه
از نظر دیانت بهائی تعدیل معیشت با زور گفتن در حق ثروتمندان و گرفتن از آنان و
بخشیدن به فقرا هم سنخیتی ندارد ( نظیر آنچه امروز در جریان سهمیه بندی بنزین در
ایران اتفاق افتاد و دولت با لغو کردن سهمیه ماشینهای خارجی با این توجیه که اینها
به قشر مرفه تعلق دارند و باید بنزین خود را آزاد تهیه کنند نه تنها کمکی به
برداشتن اختلاف طبقاتی موجود نکرد بلکه تخم کینه را نسبت به عده ای از هم میهنان
دردل عده ای دیگر کاشت و با این کار باعث خشم عده ای از حکومت و در نتیجه گران شدن
کالا و خدماتی که توسط همین قشر مرفه به قشر کم بضاعت می شود خواهد شد و بدین
ترتیب نه تنها به اقتصاد کمکی نکرده بلکه زمینه ساز رشد تورم و گرانی شده است) .
بنابراین پی بردن به این نکته تعجب آور نخواهد بود که امر بهائی از هیچ نظریه
اقتصادی موجود حمایت نمیکند و نظریه جدیدی هم نمی افزاید . یکی از مفاهیم اساسی در
اندیشه بهائی این اندیشه است که ساختار اجتماعی عالم انسانی به طور مداوم در حال
تغییر است و بنابراین هیچ نظریه اقتصادی همیشه برای تمام عالم صحیح و مناسب نخواهد
بود . در عوض آن ، در آثار مقدسه بهائی ، تعدادی از اصول مطرح می شود که باید اساس
و مبنایی برای برنامه های معین اقتصادی قرار گیرد . این اصول اقتصادی عبارتند از :
1. نیاز به صلح جهانی
2. نیاز به یک اقتصاد جهانی
3. نیاز به عدالت در سیستم اقتصادی
4. اخلاقیات شغلی جدید
5. اهمیت همکاری و تعاون
6. مواسات ( تقسیم کردن اختیاری اموال )
( برای مطالعه بیشتر در مورد این اصول به کتاب امر بهائی نوشته
موژان مومن رجوع شود .)
با دیدی وسیع قادر به درک
این موضوع خواهیم بود که تمامی تعالیم و دستورات دیانت بهائی مانند قطعات پازلی
هستند که برای نیل به مقصود غائی این دیانت باید بسیار ماهرانه در کنار هم قرار
گیرند . هنگامی که تقالید جاهلانه ترک شوند ، متحری حقیقت بدون تعصب می تواند آغاز
به تحقیق کند . در سایه این سه اصل بالاست که تبعیض بین نوع بشر و نابرابری بین زن
و مرد از بین رفته و جهان بطرف صلح عمومی و بعد از وحدت عالم انسانی پیش می رود .
یکی از اعظم تعالیم دیانت
بهائی که بسبب آن می توان آگاهی عمومی را گسترش داد تعلیم و تربیت اجباری و عمومی
است . همانگونه که ذکر شد ریشه بیشتر تعصبات و البته تقالید کورکورانه و جاهلانه
در عدم آگاهی می باشد . هنگامی که دانش و آگاهی عمومی رشد و نمو پیدا کند ، قوه
تمیز انسان بکار افتاده ، و آن هنگام است که انسان با قوه عقل و البته هدایت
پیامبران و اولیا الهی خواهد توانست راه را از بی راهه تشخیص دهد . همانطور که
گفته اند دانش روشنایی و نادانی تاریکیست و همانطور که خداوند بزرگ بارها و بارها در کتب مقدسه فرموده اند که
پیامبران را برای خروج مردم از تاریکی ها به سوی نور فرستادیم ، روشن می شود که
درهرعصری هدف از ظهورات پیامبران مختلف از بین بردن جهل و نادانی بوده است و در
این ظهور بدیع این امکان فراهم شده است که با مدد از نصایح جمال مبارک و راهنمایی
های حضرت عبدالبها و ولی امرالله و همچنین بیانات و رهنمودهای معهداعلی ، بشر به
سوی نور دانش رهسپار شود .
دانش و آگاهی جدای از
اینکه باعث از بین رفتن جهالت و شکستن بدعت های زمانه می شود ، برای ما بهائیان از
منظری دیگر نیز حائز اهمیت است و آن اینکه طبق تعالیم حضرت بهاالله ، دین باید
مطابق علم و عقل باشد . حضرت محمد در بیانی پیامبران را به اولیای ظاهری و عقل را
به ولی باطنی تشبیه و بر ضرورت علم تاکید میکند تا آنجا که حضرت هنگامی که به مسجد
وارد می شوند و دوگروه را می بینند که اولی در حال عبادت و دومی در حال مباحثه بر
سر موضوعات علمی بوده اند به گروه دوم ملحق شده و در بحث های علمی شرکت می کنند . همچنین
آن بیان امام علی را داریم که می فرمایند هرکس چیزی به من یاد دهد مرا بنده خود
گردانیده است . مولای محبوب ما ، حضرت عبدالبها نیز می فرمایند : علم اساس کلیه
پیشرفتهای انسانی است .
تطابق دستورات دین و عقل
موضوعی است که هر انسانی را قادر خواهد ساخت بدون نیاز به ولی فقیه و یا طبقه خاصی
از علما ، خود راه ثواب را تشخیص داده و بدان عمل کند . حضرت عبدالبها می فرمایند
: « ...و از جمله تعاليم بهاء اللّه
اينکه دين بايد مطابق
علم و عقل باشد تا در قلوب انسانی نفوذ نمايد اساس متين باشد نه اينکه عبارت از
تقاليد باشد...» ( مکاتیب جلد 3) .
«... در چنين جامعه جهانی علم و دين
يعنی دو نيروی بسيار توانای بشر با هم آشتی پذيرند و همکاری نمايند و در پيشرفتشان
همآهنگ شوند . در سايه چنين نظامی مطبوعات
به اظهار نظرات و عقايد بشر کاملاً ميدان دهد و از اينکه مورد سوء استفاده ارباب
غرض چه شخصی و چه عمومی قرار گيرد ابا کند و از قيود نفوذ ملل و دول متنازع رهائی
يابد . منابع اقتصادی جهان تحت نظم در آيد
و از موادّ خامش بهره برداری و استفاده شود بازار فروشش توسعه و هماهنگی يابد و
محصولاتش بطور عادلانه توزيع شود . رقابتها و کينهها و دسائس ملّی از ميان برخيزد
و تعصّبات و عداوتهای نژادی بدوستی و حسن تفاهم و همکاری تبديل گردد . علل خصومتهای دينی رفع و موانع و قيود اقتصادی
کاملاً الغاء و تفاوت فاحش طبقاتی نابود شود . هم فقر و فاقه و هم مالکيّت و ثروت فوق العاده از بين برود و نيروهای عظيمی
که در راه جنگهای اقتصادی و سياسی بهدر می رود از آن پس معطوف باهداف لايقی از
قبيل توسعه اختراعات و ترقّيات فنّی و ازدياد توليدات و محصولات بشری و ازاله
امراض و توسعه تحقيقات علمی و بالا بردن سطح صحّت و تشحيذ و اعتلاء مغز و فکر بشری
و بهرهمندی از منابع بکر و ناشناخته کره زمين و درازی عمر انسان گردد و به ترويج
هر وسيلهای که حيات فکری و اخلاقی و روحانی نوع انسان را تقويت کند پردازد . ... »
(نظم جهانی بهائی – حضرت ولی امرالله )
به امید آن روز ...
و به امید صلح ...
|