تبليغاتX
آزادی بيان

آزادی بيان

آزادي متعلق به يک نفر نيست ، مال همه است

داد میزنم پس هستم

دیگه نمیخوام داد بزنم , جار بزنم و ... شاید دیگه دورش سر آمده باشه , بهر حال دیگه خیلی چیزا به من ربطی نداره و البته خیلی چیزای دیگه ربط داره . بگذریم , آقا طرف خودش از اون آدمهایی که کارش درست نیست , همه چیزو یک جوری سمبل میکنه , چی بهش میگن , آهان بزن و در رو , اون وقت این آدم برای اینکه سرپوش رو ضعف خودش بزاره میاد و واسه یکی دیگه میزنه , یعنی زیرآب یکی دیگه رو میزنه چرا ؟ تا بقولا توپ را بندازه تو زمین حریف . آخه آدم مثلا مومن , تو کار خودت را اگر خیلی مردی درست انجام بده کار نداشته باش بقیه چکار کردند , اشتباه اونها را که به پای تو نمینویسند ؟ از این هم بگذریم , آقا عاشق شدن اشکال داره ؟ خب نداره دیگه .

البته از اونجایی که خیلی خطرناکه حسن , باید خیلی موظب بود حسن . دیگه نمیخوام داد و بیداد کنم و جار بزنم همشم بخاطر یک نفره که الان داره اینو میخونه , نظرت چیه , حالا بهتر شد ؟

+ نوشته شده در  86/08/29ساعت 21:59  توسط FREEDOM  | 

عشق آمد و ...

بعضی وقتها گرفتن بعضی تصمیم ها خیلی سخته . خدا نکنه آدم سر دوراهی قرار بگیره . عشق و دوست داشتن بدترین دوراهی زندگی همه ماست . اول عشق در یک نگاه در یک لحظه و در یک کلام حتی در یک سکوت شعله میکشه , بعد ما می ترسیم عقب میریم نکنه من لیاقتش را نداشته باشم , نکنه به خودم یا دیگری آسیب وارد کنم و .... اما اونهایی که تا آخرش می مانند همونهایی هستند که معنی و لذت عشق را درک میکنند .

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم

دولت عشق آمد ومن دولت پاینده شدم

گفت که شیخی و سری پیش رووراه بری

شیخ نیم پیش نیم امر ترا بنده شدم

گفت که با بال و پری من پروبالت ندهم

درهوس بال و پرش بی پروپرکنده شدم

تو که میدونی منتظرم ....  

+ نوشته شده در  86/08/28ساعت 18:51  توسط FREEDOM  | 

چرا؟؟؟؟

امروز خیلی حالم گرفته است . مسائل کاری و مالی همیشه یکی از نقاط مهم زندگی تمام افراد به حساب میان . کار برای ادامه بقا , تامین زندگی و معیشت نیازیه که هیچ وقت تمامی نداره .  اما چرا باید یک جوان ایرانی , جدای از اینکه عقده اش چیه , نتونه در مملکت خودش کار کنه , ازدواج کنه و یک زندگی راحت و آرام را داشته باشه ؟ چرا یک جوان ایرانی باید برای تامین حداقل نیازهای طبیعی زندگیش ترک وطن کنه و به امید کار و زندگی بهتر از دیار خودش بره ؟ چرا همه ما اینقدر محتاج شدیم و هیچ تامینی هم نداریم ؟ کارگره حراس از بیکاری را همیشه داره , کارفرما ترس از ورشکستگی را , چرا باید یک جوان ایرانی اینقدر محتاج به کار باشه که زیر بار هر زور و ظلمی بره ؟ چرا برای اینکه بهش نگن نمیر به تب راضی بشه ؟ چرا کارفرماها میدونن جونا بدجوری به کار احتیاج دارن و از این نکته سواستفاده میکنن ؟ چرا همه گرگ شدیم و بهم دیگه رحم نمیکنیم ؟

چرا باید اینجوری باشه , چرا ؟ آره اینها همش تجربه است برای تک تک ما و همچنین برای سرزمین ما و مردم ما . تجاربی تلخ ولی پندآموز تا شاید ماها درس بگیریم و قبل از هرکاری اول خوب فکر کنیم . خوب فکر کنیم و جواب بدهیم : مملکتی به ثروت مندی سرزمین ما , باید حال و روز جوانانش این باشه؟

+ نوشته شده در  86/08/26ساعت 21:24  توسط FREEDOM  | 

سرزمین من

ماها که تو ایرانیم دوست داریم بریم اون طرف هرجا که باشه آمریکا , اروپا ... اونهایی هم که اون ور تشریف دارند حال میکنن بیان این طرفا . ماها که تو شهر زندگی میکنیم وقتی میریم توی یک روستا یا ده با هوا و سادگی مردم اونجا خیلی حال میکنیم و آرزو میکنیم کاش میتونستیم بیایم اینجا زندگی کنیم وبه حال و روز مردم اونجا غبطه می خوریم , مردم ده هم آرزو میکنن که ای کاش میشد بتونن بیان شهر و تو شهر زندگی کنن و از اون همه بدبختی و سختی نجات بیان . معلم مدرسه به حال و روز دانش آموزاش حسودی میکنه و دلش میخواد که ای کاش میشد دوباره فارغ از همه چیز تنها فکرش درس خوندن باشه , دانش آموزای بیچاره هم آرزو میکنن کاش جای معلمشون بودن و تمام درسها را حفظ بودن و ...  شما چی ؟ دوست دارین جای کی باشین ؟

من که از جای خودم خیلی راضیم , یعنی فکرمیکنم بهتر از جای من جای دیگه ای اصلا پیدا نمیشه ! روی زمینی راه میرم که مقدسه , هوایی را تنفس میکنم که  روزی سه تن از عزیز ترین بندگان خدا آنرا استشاق کرده اند , خانه ام جایی است که سلاطین بزرگی در آن حکم رانده اند , نژادی دارم پاک و اصیل . خدایی دارم قادر و عزیز .

آره ! شما هم اینها را دارید ؟ مطمئنید ؟ خب , پس حتما شما هم از جای خود راضی هستید , نیستید ؟ شوخی میکنید !! مگر میشود کسی این همه چیزای خوب خوب داشته باشه و از زندگیش راضی نباشه ؟ بخدا که نمیشه .    

+ نوشته شده در  86/08/26ساعت 5:38  توسط FREEDOM  | 

پدرخواندها

من اگر ما نشوم تنهایم

تو اگر ما نشوی تنهایی ...

چه کسی می خواهد

که , من و تو ما نشویم؟

خانه اش ویران باد .

می خواستم چندتا چیز باحال و اساسی بنویسم , ولی خوب نمیشه دیگه , میشه؟! فیلم پدرخوانده را دیدید ؟ بعضی ها عجیب دوست دارن نقش پدرخوانده را بازی کنن . مهم نیست کجا باشن , ازاین آدمها همه جا گیر میاد , تو خانواده , در محیط کار و ... فکر میکنن عقل کل همه هستند و از طرف خدا ماموریت دارن که همه را هدایت کنند و نوع بشررابه سرمنزل مقصود برسونن . موقع حرف زدن بادی به غپغپ میندازن , سیگارشون را روشن میکنن ( البته اگر سیگاری باشن , که هستن ) و میروند روی منبر !! حالا نطق نکن کی نطق بکن و دور از جون شما اینقدر شروور میگن که حال آدم رابهم میزنند .

ولی دقیق که میشی میبینی از خودشون لجن تر خودشونن فکر میکنن همه کاره هستن در حالی که اطرافیان چون اون پول داره و بواسطه همین پول قدرت هم داره بهش احترام میزارن و در باطن همه میدونن که چه کلاش و نامردیه . این حرف ها را خود آقای پدرخوانده هم میدونه و چون بقای خودش را در داشتن قدرت , پول , میدونه هی بیشتر و بیشتر کثافت کاری میکنه تا به پول برسه . نه نه اشتباه نکنین من از دون کارلئونه , مافیای معروف سیسیل , حرف نمیزنم منظور من همین آدمای بظاهر عادی دور و بر خودمونه . آره عزیزم این آدما از همون دون کارلئونه معروف هم خطرناک ترن اینها اگر براشون سودی نداشته باشه بقول معروف سرقبر باباشونم فاتحه نمی فرستن , تازه از این بدتر اینکه اگر براشون نفع داشته باشه حاضرا حتی ..... راهم بفروشن . وبعدش در کمال آسودگی بادی به گلو بندازن و مثل یک قدیس براتون سخن چرانی کنند . پس خیلی مواظب باشد.

+ نوشته شده در  86/08/25ساعت 14:32  توسط FREEDOM  | 

طبیعت

 
+ نوشته شده در  86/08/25ساعت 6:17  توسط FREEDOM  | 

سلامی چو بوی ...

یا الله . آقا چه خبر ؟ چند روزی نبودم دلم تنگ شده .شما چطورید ؟ خوبید ؟ ما هم خوبیم , ملالی نیست جز دوری شما . جای دوستان خالی بود .

برمی گردم .

+ نوشته شده در  86/08/24ساعت 20:27  توسط FREEDOM  | 

شفا

« مستمع اگر پاک نفس است یک حرف بس است . »

عجب چیزیه این سرما خوردگی با اینکه خیلی پیچیده نیست ولی وقتی گرفتی حسابی بی حال و بی رمقت میکنه . انشاالله که خدا تمام مریضا را شفا بده . امروز خیلی عصبانی بودم و با چند نفر که گناهی هم نداشتند خیلی بد حرف زدم و فرصت هم نکردم که ازشون معذرت خواهی کنم , اما اشکال نداره ماهی را هر وقت از آب بگیری میمیره , اگر عمری باشه فردا جبران میکنم .

مرسی از تمام عزیزانی که برام پیغام میزارن , مرسی از دوست عزیزم که آدرس سایتی را که می خواستم برام گذاشته خیلی دوست دارم به تمام آنهایی که بهم سر میزنن سر بزنم و البته حتما این کارو میکنم دیرو و زود داره ولی سوخت و سوز نداره . باید یک وقتی باشه که بتونم مطالب شما عزیزان را با دقت بخونم . این چند روزه فقط در حد بروز رسانی وبلاگ آنلاین شدم و ....

+ نوشته شده در  86/08/21ساعت 6:20  توسط FREEDOM  | 

بین این همه غریبه ...

« هوالله

ای بگم اصحاب نارباش و اهل ریا مباش , کافر باش و ماکر مباش , در میخانه ساکن شو و در کوچه تزویر مرو , از خدا بترس و از ملا مترس , سر بده و دل مده , زیر سنگ قرار گیر و در سایهء تحت الحنک ماوی مگیر . اینست آوازهای نی قدسی و نغمات بلبل فردوسی که جسدهای فانی را جانی بخشد و جسم ترابی را روان و روح مسیحی دهد و نور الهی بخشد و بحرفی عالم فانی را بملک باقی کشد . »

بعضی وقتها دیدن یک آشنا چقدر خوبه , همین که فقط 5 دقیقه هم پیشش بشینی ممکنه کافی باشه , چند کلمه حرف , چندتا نگاه , چند لحظه سکوت و ... سبک میشی . نمی دونم شما چقدر از گذشته افسوس و حسرت می خورید !! یا بهتر بگم چقدر از کارایی که در گذشته کردید احساس پشیمونی میکنید ؟! بعضیا میگن اگر درست فکر کنی و بعد عمل کنی دیگه هیچ وقت از کارایی که میکنی  احساس پشیمونی نمیکنی , بنظر درست و منطقی میاد , ولی « حسن خاتمه مجهول است» . از کجا میشه مطمئن شد که درست فکرکردی ؟ « بنده تدبیر میکند و خدا تقدیر » , تدبیر ما کجا و تقدیر او کجا ؟؟!!

+ نوشته شده در  86/08/20ساعت 5:31  توسط FREEDOM  | 

سه گانه ها

« ای جانفشان یار بی نشان , هزار عارفان در جستجوی او ولی محروم و مهجور از روی او  اما تو یافتی تو شناختی تو نرد خدمت باختی و کار خود ساختی و علم فوز و فلاح افراختی طرفه حکایتی و غریب بشارتی آنانکه جستند نیافتند آنانکه نشستند یافتند استغفرالله جستجویشان جستجوی سیراب بود نه تشنگان و طلبشان طلب عاقلان بود نه عاشقان

عاقلان خوشه چین از سر لیلی غافلند

                                               کاین کرامت نیست جز مجنون خرمن سوزرا

عاشق نشسته به از عاقل متحرک و البهاء علیک . »

کاش اونی که کتاب کوری را نوشته بود می تونست کتابهایی هم در مورد هاری , فضولی و .... هم بنویسه . خیلی باحال می شد در واقع یک تریوله یا سه گانه خیلی جذاب می شد ولی خوب حالا که نشد ولی اگه می شد عجب چیزی می شدا نه ؟ چون بنظر من همونقدر که کوری بده این دوتا هم بدن تازه بدتر هم هستن , اما متاسفانه خیلی از ماها گرفتارشیم . کاش می شد که همه آدما به هرچی که اعتقاد دارن واقعا به همون هم عمل کنن .

مرسی از عزیزانی که در مورد گذاشتن عکس تو وبلاگ راهنمایی کردن لطفا آدرس چندتا سایت خوب برا آپلود کردن عکس برام پست کنید که بتونم این کاررو هم بکنم , مرسی .

+ نوشته شده در  86/08/19ساعت 5:20  توسط FREEDOM  | 

FAITHLES

سلام آمدم . بعداز 6روز از ماموریت آمدم ولی خب باید دوباره برگردیم . تو این مدت خبرای جالبی شنیدم . بعضی یا فکر میکنن که من عقلم پاره سنگ میبره که در مورد زندگی خودم دارم می نویسم  , اولا وبلاگ چیه ؟ وبلاگ را میشه به یک دفترچه خاطرات آنلاین تشبیه کرد که همه کس از همه جا میتونن به اون دسترسی داشته باشن تازه منم که چیز بدی نمینویسم , مینویسم ؟ من روزی که شروع به نوشتن کردم خیلی ذوغ میکردم وقتی میدیدم که مثلا 2 نفر وبلاگ منو دیدن . مطالبم را خوندن اما حالا انگار خیلی معروف شدم چون از وبلاگم پرینت هم میگیرن و از این دست به اون دست میچرخه , از کارگر سادش داره وبلاگ منو میخونه و استفاده میکنه تا مهندسش , بابا ایول دم خودم گرم . البته امیدوارم این کار منجبر به سوءاستفاده بعضی ها نشه .

هدفم این بود که با گفتن تجربیاتم( برعکس سنم تجربیاتم حداقل 10 سال از خودم جلوتره) 4 نفر دیگه را اگاه کنم حالا اگر بعضیها خوششون نمیاد یا فکرای دیگه ای در مورد من میکنن , اصلا برام مهم نیست .

امروز یک شعر جالبی دیدم که خیلی خوشم اومد , البته نمیدونم از کیه اگر کسی میدونه بگم منم بدونم :

با داده قناعت کن و با داد بزی

                                                                    در بند تکلف مشو آزاد بزی

دربه ز خودی نظرمکن غصه مخور

                                                            درکم ز خودی نظر کن و شاد بزی

راستی یک سئوال من میخوام عکس بین مطالبم بزارم ولی نمیتونم چکارباید بکنم ؟ اگر کسی میدونه لطفا راهنمایی کنه , مرسی .

 

+ نوشته شده در  86/08/17ساعت 15:55  توسط FREEDOM  | 

حاضر

چندی روزی میشه که نتونستم بیام . بد جوری گرفتار کار و ماموریت بودم از شنبه هم به مدت 10 روز دارم میرم ماموریت . خواستم یک چیزی بنویسم که بگم هنوز زنده ام . و به تمام خوانندگان پرشور و مشتاق و سینه چاک وبلاگم بگم که منتظر باشن تا من بیام .

راستی به اونکه خودش میدونه کیه باید بگم که خیلی از شما ناراحت شده بودم یعنی توقع اینطور جواب دادن رااز شمانداشتم .

این روزا خیلی دارم به گذشته فکر میکنم نه هیچی اصلا ولش کن بی خیال .

+ نوشته شده در  86/08/10ساعت 20:47  توسط FREEDOM  | 

روزسوم

دیروز فیلم روز سوم رادیدم . نمی دونم شماهم دیدینش یا نه ولی خلاصشو واصه اونایی که ندیدن میگم « فیلم قصه برادری است که در شرایط بسیار سخت و پیچیده ای مجبور می شود خواهر کوچک و علیلش رادرزیر خاک پنهان کند تا بتواند شبانه اوراازمیان عراقی ها که خانه اورا محاصره کرده اند فراری دهد...» فیلم در ژانر جنگی تهیه شده ولی در عین حال بسیار عاطفی و زیبا است و اگر ندیدینش حتما بگیرید و ببینیدش این فیلم براساس یک داستان واقعی ساخته شده وبسیار بیننده را تحت تاثیر قرار میده من که خیلی متاثر شدم که واقعا این عربها چه جنایتها و نامردیهایی که در حق مردم مملکت ما نکردن , بگذریم تا فیلم تمام شده هنوز خمار فیلم بودم و اشک تو چشام جمع شده بود که زدم کانال 3 و اخبار ساعت 10 داشت یک گورستان را توی عراق نشان میداد که محل دفن اجساد بی نام و نشان بود و گزارشگر محترم با چه سوزی گزارش میکرد دیگه حالم داشت بهم می خورد.

+ نوشته شده در  86/08/05ساعت 6:27  توسط FREEDOM  |