حضرت عبدالبهاء در یوم اول شهر البهاء مطابق 21 مارچ سنه 1915 ، اول نوروز فرمودند قوله الاحلی :
در سال دو نقطه اعتدالست که آفتاب از افق آن طلوع مینماید. یکی نقطه اعتدال ربیعی است که آفتاب در برج حمل داخل می شود آنرا نوروز می گویند. و یکی نقطه اعتدال خریفی است که آفتاب در برج میزان داخل میشود که او را مهرجان میگویند. در این دو وقت آفتاب از افق اعتدال طلوع می کند و زمین را بدو قسم منقسم می کند که جمیع کائنات از باغ و راغ و کوه و دشت و صحرا مرده است و در این فصل زنده میشود. افسرده و پژمرده بود ، تر و تازه میگردد. چه طراوتی چه حلاوتی چه نورانیتی چه روحانیتی حاصل می شود.فی الحقیقه در ایران خوب عید میگیرند.معلوم است که عید می گیرند بصورت تنها نیست. اوقاتیکه من در ایران بودم چه قیامتی می کردند. خصوصاً در دهات جمیع اسباب سرور را فراهم میآوردند. اگرچه حال تخفیف داده اند باز هم خوب عید می گیرند. این عید از قدیم الایام محترم بوده. حضرت اعلی روحی له الفداء تجدید نمودند و جمال قدم هم در کتاب اقدس تاکید و تصریح فرمودند. انتهی.
خطابه مبارک درباره عید نوروز :
از عادات قدیمه است که هر ملتی از ملل را ایام سرور عمومی است که جمیع ملّت در آنروز سرور و شادمانی کنند و اسباب عیش و عشرت فراهم آرند. یعنی یکروز از ایّام سنه را که در آن روز واقعهء عظیمی و امر جلیلی رخ داده آنرا انتخاب نمایند و در آنروز نهایت سرور ، نهایت حبور و نهایت شادمانی ظاهر کنند. دیدن یکدیگر نمایند و اگر چنانچه بین نفوس کدورتی حاصل درآن روز آشتی کنند و آن دلشکستگی زائل شود. دوباره بالفت و محبّت پردازند.
چون در روز نوروز از برای ایرانیان امور عظیمه واقع شد لهذا ملّت ایران یوم نوروز را فیروز دانسته و آنرا عید ملّی قرار دادند. فی الحقیقه این روز بسیار مبارکست.
مطلب بالا به نقل از سایت آئین بهائی می باشد .
سال 1387 خورشیدی برابر با سال 7030 میترایی آریایی، 3746 زرتشتی و 2567 شاهنشاهی . اگرچه محمد 1387سال پیش هجرت کرد ولی سرزمین آریایی من 5645 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت 2361 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1182 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید. پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از1387 سال است. سال نو پیشاپیش مبارک
+ نوشته شده در
86/12/28ساعت 9:56  توسط FREEDOM
|
« اینکه درباره صلح بین المللی و راههای آن از من سئوال فرموده اید باید بگویم که این موضوع به نظر من حقیقت ندارد. زیرا اگر حقیقت بود، دولت ایران پیغمبران صلح، حضرت باب و حضرت بهاءالله را شهید و یا زندانی نمی کرد ... چه که کلید صلح بین المللی در دست زندانی عکا است...» تولستوی
« ملاقات این شخص بزرگوار به من فهماند که تمامی اختراعاتی که من کرده ام به علت وجود عبدالبهاء در جهان و به منظور پیشرفت و ترقی سریع دیانت بهایی بوده است... » ادیسون - مخترع مشهور آمریکایی وقتی که در 1912 حضرت عبدالبهاء را در نیویورک ملاقات نمود
" یک دین واقعی، دینی است که از پارازیت هایی که به وسیله افکار بشری به آن افزوده شده، عاری باشد مانند دیانت جدید بهایی..." تولستوی
+ نوشته شده در
86/12/27ساعت 16:10  توسط FREEDOM
|
به بهانه 29 اسفند ، روز ملي شدن صنعت نفت
همانطور كه ميدونيد 29 اسفند روزيه كه صنعت نفت مابا فداكاري و درايت مرحوم دكتر محمد مصدق توانست از چنگال استعمار پير رها بشه و به يك صنعت ملي تبديل بشه . فداكاري هاي اين مرد بزرگ ، صرف نظر از دروغهاي كه در اين زمان پشت سر او گفته مي شود ، كه در تاريخ ثبت شده است مايه غرور و مباهات ما ايرانيان بوده و است . جايي كه دكتر مصدق در دادگاه بين المللي لاهه آنچنان از حق ملت ايران دفاع كرد كه قضات دادگاه ( دادگاه لاهه يك قاضي ندارد و راي آن بر اساس اجماع نظر چند قاضي كه فكر كنم در آن زمان 11 قاضي بودند كه 7 نفر آنها انگليسي بودند ) كه بيشتر آنها هم انگليسي بودند به نفع ايشان و ملت ايران راي دادند .
از آن روزهاي پر افتخار سالها مي گذرد و من بارها آرزو كرده ام كاش مملكت ما اصلا نفت نمي داشت !! فكر اشتباه نكنيد ، نفت ملي شد تا ملت در رفاه باشند ، نفت قرار شد براي ايراني ها عزت و افتخار و رفاه بياره ، پس كو ؟ چي شد ؟ نفت فقط دليلي شد براي زجر اين ملت و البته سود جويي عده ديگري و در رفاه قرار گرفتن عده اي ديگر . شايد شما هم اين جوك را شنيده باشيد كه به يك نفر مي گويند اگر ريئس جمهور شوي اولين كاري كه مي كني چيه ؟ ميگه اول دست خودم را توي شركت نفت بند مي كنم . متاسفانه خنده كه نداره گريه هم داره . نفت در تمام اين سالها سلاحي بوه كه البته نوك آن به طرف ملت دراز بوده .
يك زماني دليل انقلاب شد ، يك زماني دليل راي دادن ، يك زماني .... اصلا بي خيال . اما نگاه كنيد كشوري مثل سوئد ، نروژ و صدها كشور ديگه اي كه نفت ندارند و مردمشان در رفاه زندگي مي كنند . برعكس آن هم هست به همين همسايه هاي حاشيه خليج هميشه فارس نگاه كنيد ، نفت دارند و مردمشان هم در رفاه هستند اما ما چي ؟ نفت داريم ، نفت هم هرروز دارد گران تر مي شود اما مردم ايران هرروز فقير تر از ديروز . جالب بود ، خود دولت امسال خط فقر را 600 هزار تومان اعلام كرد ، بعد حقوق كارگر را براي سال آينده 220 هزار تومان تايين كرد . از اين هم جالب تر اينكه آقاي مصري وزير رفاه و تامين اجتماعي در مصاحبه اي كه در راديو با ايشان شد در روز جشن نيكوكاري اعلام فرمودند كه طبق استاندارد جهاني كساني كه زير يك دلار در روز در آمد دارند زير خط فقر هستند !!!!!!! نخنديد ، بخدا راست ميگم با همين گوشهاي خودم شنيدم يعني شما اگر روزي 950 تومن در آمد داشته باشيد يا بعبارتي ماهي 285000 ريال شما ديگر فقير نيستيد ، واگر احيانا به ماهي 600 هزار تومن رسيديد ديگه شما يك تريلياردر هستيد ؟؟!!
در اين دوران همه جا صحبت از انرژي هسته اي ( حق مسلم ماست ) باز اين به ذهن آدم مياد كه دوباره قراره داستان ملي شدن صنعت نفت پيش بياد ،يا شايدم بدتر ، شايد هم بهتر ؟ آيا قراره اين بار انرژي هسته بر سر سفره ها بياد ؟ آيا با باز شده و شروع بكار نيروگاه هسته اي كه قراره ازش برق توليد كنند ديگه نمي خواد پول برق بديم ؟ ( البته همه اينها با نفت هم وعده داده شد ) . آيا بهتر نيست بجاي وعده دادن و در باغ سبز نشون ملت دادن ، واقعا كاري كرد ؟ مردم واقعا در تامين نيازهاي اصليشون موندن ، آن وقت بايد خوشحال باشند كه انرژي هسته اي و از اين چيزها....
انشالله كه دولت بتونه و البته بخواد كه نيازهاي مردم را برطرف كنه و مردم را از اين فقر نجات بده كه والله بدون نفت هم ميشه چه برسه به انرژي هسته اي .
+ نوشته شده در
86/12/27ساعت 7:6  توسط FREEDOM
|
تبليغ امر مبارك يكي از وظايف اصلي و زيربنايي هر فرد بهايي بشمار مي رود . بخصوص در اين مقطع تاريخي حساس ، كه عداوت دشمنان با امر مبارك زياد تر هم شده است . شايد اين نكته در نگاه اول داراي پارادوكس باشد ، از آنجايي كه معمولا در فعاليتهاي تبليغي چنانچه بيم جان برود ، معمولا تبليغ را تا مرتفع شدن آن بيم متوقف مي كنند .
اما در ديانت بهائي اينطور نيست ، بنا به فرموده حضرت عبدالبها اگر تبليغ تاخير افتد به كلي تاييد منقطع گردد ، وظيفه هر بهائي اين است كه تبليغ نمايد . تفكر در بيان بالا نشان مي دهد كه حضرت عبدالبها از كلمه تاخير به جاي توقف استفاده كرده اند ، يعني اينكه حتي تاخير در آن هم جايز نيست چه رسد به توقف كامل آن .
به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
86/12/22ساعت 7:6  توسط FREEDOM
|
وااااااااااای همین الان وصل شد . خب سعی میکنم که این چند روزه را که نبودم با چندتا مطالب خوب پر کنم .
+ نوشته شده در
86/12/20ساعت 11:33  توسط FREEDOM
|
بعضي از دوستان به بنده توصيه مي كنند كه از نوشتن مطالبي كه رنگ و بوي سياسي دارد و يا كلاً مطالب غير امري خودداري كنم ، اين عده از دوستان معتقدند كه با اين كارم بهانه به دست دشمنان امر مي دهم و بهتر آن است كه فقط نصوص مباركه را بنويسم و بس .
ضمن احترام به تمامي دوستان و عقايد آنها ، بايد بگم كه زندگي بدون سياست اصلا امكان پذير نيست ، انسان حتي يك ليوان آب را هم بدون سياست نمي تواند بنوشد . اما از سياست نوشتن تا مداخله در سياست زمين تا آسمان اختلاف وجود دارد . ما معتقد به ترك تعصبات و خواهان آزادي بيان و آزادي عقيده هستيم ، پس اگر در جامعه خود مشكلي را مي بينيم نه به قصد امر به معروف يا نهي از منكر ، نه ، فقط به قصدِ، ادب از كه آموختي از بي ادب ذكر آن را واجب مي دانم .
اما در مورد بهانه به دست كسي دادن ، بهانه هاي واهي مغرضان امر مبارك بعداز 164 سال هنوز تمام نشده و تمام هم نخواهد شد . اسلام با گذشت 1428 سال از عمرش هنوز هم مخالفاني دارد كه محمد را ، كذاب و دروغ گو مي پندارند . بقول معروف ديوار حاشا بلند است . حالا ما بايد چكار كنيم ؟ حرف نزنيم مبادا به آقايان بَربخورد ؟؟
در مورد بيان نصوص مباركه ، فكر خوبي است اما سايتهايي كه نصوص را ارائه مي دهند زياد است ، من نمي گويم كافي است اگر هزاران هزار سايت ديگر هم ايجاد شود باز هم كم است ، اما من ترجيح مي دهم كه بجاي اينكه نصي رااز يكي از سايتها يا از كتابخانه بهائي در وبلاگم كپي كنم ، خودم نصوص را مطالعه كنم و راههاي استفاده آن را در زندگي روز مره بيايم و آن وقت خودم با توجه با راهنمايي هايي كه در نصوص موجود است مطلب بنويسم . اين راه مورد علاقه و مدنظر من است ، ممكن شما دوست عزيز موافق يا مخالف باشي ، من به هر دو طيف حق مي دهم ، بلاخره آزادي بيان يعني همين ديگه .!!؟
+ نوشته شده در
86/12/12ساعت 19:0  توسط FREEDOM
|
اول تبريك به مناسبت ماه صيام اميدوارم كه ماهي سرشار از خيرو بركت داشته باشيد .
مطلب زير پاسخي است به سوالات يكي از خوانندگان وبلاگ ، اميدوارم كه مختصر و مفيد توانسته باشم جواب شما را بگويم .
دوست عزيز جناب aliyar
با تشكر و سپاس از توجه شما به وبلاگ بنده ، در مورد سوالهايي كه پرسيده بوديد :
1- بله ، حضرت بهاالله و حضرت باب همان موعود وعده داده شده در قران مي باشند . در تمامي اديان قبلي و همينطور اسلام از دو ظهور نام برده شده ظهور مهدي به همراه بازگشت مسيح ، ظهور مهدي به همراه رجعت حسيني . حضرت باب ضمن اينكه اظهار كردند كه موعود اسلام هستند به ظهور عظيم تر دوم هم وعده دادند كه ايشان حضرت بهاالله مي باشند .
2- بله دوست عزيز كتاب مقدس بهائيان كتاب اقدس مي باشد . كه مانند كتب مقدسه پيشين ، تورات ، انجيل و قران ، مقدس است .
3- بله ، ما حضرت بهاالله را مظهر ظهور ، من يظهرالله و پيامبر خدا مي دانيم .
+ نوشته شده در
86/12/12ساعت 8:28  توسط FREEDOM
|
چند روزي بود كه نتونستم مطلب جديدي بنويسم . البته دليلش مشكلات پيش آمده در شبكه و ارائه پشتيباني بسيار عالي و در حد خارج شبكه صبانت بود كه واقعا گند زدن(البته مشكل همچنان حل نشده!!) . بايد براي اشتراك بعدي دنبال يك سرويس دهنده بهتر بگردم .خب بگذريم ؛ چيزي كه ذهن من و شايد خيلي از شماها را مشغول كرده باشد ، موضوعي است كه اين روزها زياد از آن صحبت ميشه : دين و سياست . عده اي معتقدند كه دين بايد از سياست جدا باشه و محدود به كليساها ، مساجد و معابد و .... بشود ودر كار كشور داري دخالت نداشته باشد ،البته عده اي هم مخالف اين عقيده اند ، كه البته كم هم نيستند . اما من امروز صرفا نظر شخصي خودم را ميگم ،باز هم تاكيد مي كنم كه هر گونه تشابه با نظرات اشخاص ديگر اتفاقي مي باشد .
حكومت ديني يا دين حكومتي؟
بحث هاي بسياري بر سر اين موضوع تا بحال درگرفته است . اما اينها چه تفاوتها و چه شباهتهايي با هم دارند ؟ از نظر بنده هر دو نوع حكومت ، توسط حاكماني دين دار و متدين اداره مي شوند اما ؛ يك حكومت ديني ميتونه داراي يك دين حكومتي نباشه ، مثلا در زمان رژيم گذشته ، تمام حاكمان مسلمان بودند ، اما اسلام رابه عنوان دين حكومتي به مردم تحميل نكردند . اصولا هر چيزي كه حكومتي بشود ، حتما در آن از تحميل و اجبار اثري خواهد بود يا در خوشبينانه ترين حالت اينكه اگر هم اثري فعلا نباشد ، قطعا در آينده بوجود خواهد آمد .
حكومت ،هر حكومتي در هر جايي از اين كره خاكي ، برا بقا و تداوم خود نيازمند ابزارهايي است كه يكي از مهمترين آنها مبارزه با مخالفان حكومت است . حتي در دموكرات ترين حكومتها هم تا حد معيني به مخالفان مجال صحبت و مخالفت داده مي شود و در صورتي كه شخصي يا گروهي بخواهد خط قرمزها را بشكند قطعا با واكنش حكومت مواجه خواهد شد . حال اگر اين حكومت ديني را ، برگزيده باشد و دولتمردان آن در عين آنكه سياستمدار هستند خود را متولي و قيمان آن دين بدانند ،قطعا مخالفت با احكام دولتي ، را مخالفت با خدا مي دانند و از آن جايي كه خود را برگزيده خدا دانسته و قدرت خود را نه از مردم كه از خدا مي پندارند ، هر گونه رفتار ،شكنجه و مجازاتي را با مخالفان صحيح و متاسفانه ديني و خدايي مي دانند . اين حكومتها با اين كار خود نه تنها از ازرش دين كاسته ، و چهره دين را مخدوش مي كنند ، سعي ميكنند با دخالت در شخصي ترين امور مردم با هر وسيله ممكن سبب آسايش و آرامش اخروي مردم را فراهم كنند ، حال آنكه مردم ناراضي از دين ، ناراضي از حكومت و ناراضي از وضع معيشت خود هستند .
نمونه ادياني كه حكومتي شدند و ساليان سال درد و رنج را به نام خدا به بندگان خدا چشاندند در تاريخ فراوانند ، نمونه بارز آن همين دين زرتشتي خودمان ، وقتي كه مغان اين دين به حكومت نفوذ كرده و در تمام شون حكومتي دخالت ميكردند ،چنان مملكت را به تاراج دادند كه ....
از نمونه بارز ديگر آن ، حكومتي شدن دين مسيحي در قرون وسطي در اروپا بود كه مهم ترين دست آورد آن نه تنها هدايت خلق نبود بله كارنامه سياه دادگاه تفتيش عقايدي بود كه بسياري از دانشمندان و نخبگان اروپا را به كام مرگ كشيد .
هم اكنون نيز در آسيا حكومتهايي هستند كه با همين شيوه و طرزفكر اداره مي شوند . حكومتهايي كه خود را وام دار حكومت خدا در زمين مي دانند ، و به زعم خودشان در حال احراي اصول عاليه و ناب ديني هستند ؛ و در اين راه هر نامشروعي را مشروع و هر خلافي را مباح مي پندارند .
اما برخلاف عقده خيلي ها من عقيده دارم ،مثلا حكومت دولتهاي اروپايي و آمريكايي به نوعي يك حكومت ديني است ،تعريف من از حكومت ديني شايد اندكي نامتعارف باشد ، من حكومتي را ديني مي دانم كه حكم رانان آن دين دار بوده و با توجه به همين دين داريشان به مردم هم آزادي مي دهند كه هر كس دين و عقيده خود را داشته باشد . حكومتي ديني است ، كه حكم رانان آن خدا پرست و خدا ترس بوده و در تصميم گيري هاي حكومتي هميشه خيرعمومي و مصلاح همگان را در نظر داشته باشند ، اما به اين كاري نداشته باشند كه چرا فلان شخص يا گروه ، به فلان كليسا يا مسجد نمي رود . حكمراني دين دار است كه نگذارد تعصب مانع از اجراي عدالت شود . حكمراني ديندار است كه درك كند كه همه گِل يك خاكيم و فرزندان يك پدريم .
يك حاكم دين دار سعي مي كند با توجه به اصول دين خود محيطي سالم و جامعه اي بارور فراهم آورد ، حاكم دين دار با تعصب و كينه نسبت به ديگر اديان و عقايد عمل نمي كند ، زيرا مي داند كه هر بدي اي كه او انجام بدهد مردم به پاي دين او مي گذارند و اگر ظلم و ستم هاي حاكم ادامه پيدا كند مردم كم كم از دين زده شده و جامعه اي دين ستيز بوجود خواهد آمد .
بنده معتقدم هر شخص ضمن عمل كردن به دستورات و تعاليم دين خود به صورت انفرادي ، قادر خواهد بود كه جامعه اي سالم را بسازد . اگر هر شخص دريك جامعه از ارباب گرفته تا رعيت ، از حاكم گرفته تا محكوم ، همه و همه به دستورات دينشان عمل كنند جامعه عالي و آرماني خواهيم داشت . البته اين موضوع شايد خيلي بعيد به نظر برسد شايد فكر كنيد كه بنده دارم از مدينه فاضله صحبت مي كنم اما ابدا اينطور نيست ، ببينيد مثلا در زمان حضرت محمد ، و با توجه به اينكه فحشا و زنا در اسلام و تمامي اديان گناه بزرگي محسوب شده و مجازات سختي را هم براي آن در نظر گرفته اند ، زنان بدكاره اي بودند و به كار خود ادامه ميدادند و نشان آنها هم پرچم سياهي بوده كه در بالاي منازل خود نصب مي كردند . هميشه همه جامعه يك دست و يك دل نخواهد شد ،شايد همه مسلمان يا مسيحي يا بهائي بشوند اما درصد ايمان در تك تك افراد مختلف است و همين امر ضمن اينكه به خودي خود بد نيست و بلعكس باعث پويايي جامعه هم مي شود اما ما را متوجه يك نكته مي كند كه در يك جامعه بايد نياز تمامي مردم جامعه مدنظر باشد و حاكمان وظيفه دارند نياز تمام افراد مملكت خويش را تا حد امكان برآورده سازند . و قوميت ، رنگ پوست و مذهب سبب نشود كه عده اي بر عدهء ديگر برتري بيابند .
به اميد آن روز .
حافظا مي خور و رندي كن و خوش باش ولي
دام تزوير مكن چون دگران قران را
+ نوشته شده در
86/12/10ساعت 14:4  توسط FREEDOM
|
باعرض معذرت چند روزیه که متاسفانه اینترنتم قطع شده و شرکت سرویس دهنده هم موفق شده منو سرویس کنه اما هنوز نتونسته مشکل را حل کنه
انشاالله که مشکل زودتر حل بشه یک مطلب در باره دین و حکومت دارم می نویسم انشاالله بزودی میزارم تو نت .
+ نوشته شده در
86/12/09ساعت 21:37  توسط FREEDOM
|
امروز دوتا حکایت خوندم که خیلی جالب بود حیف بود که شما دوستان نخونیدش . اولین حکایت در باب عشق است و دقیقا منطبق بر دستورات جمال مبارک مبنی بر عشق ورزی به جمیع عالم میباشد و حکایت دوم یکی از زشت ترین نفسانیات را بسیار زیبا نشان می دهد . امیدوارم که مقبول نظر شما دوستان بیافتد
روزی مردی، عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند. او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب انگشت او را نیش زد. مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد، اما عقرب بار دیگر او را نیش زد. رهگذری او را دید و پرسید: "برای چه عقربی را که نیش می زند، نجات می دهی؟" مرد پاسخ داد: "این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم." چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟ عشق ورزی را متوقف نساز
در افسانه های هندی آورده اند که روزی خداوند به یک آدم حسود فرمود: هر چه دلت می خواهد از من بخواه، به تو می دهم. فقط به این شرط که هر چه به تو بدهم به همسایه ات دو برابر آن را خواهم داد اگر به تو یک خانه بدهم به همسایه ات دو خانه خواهم داد حال تو چه می خواهی؟ آن شخص حسود پس از اندکی تأمل گفت: ای پروردگار قادر متعال تقاضا می کنم یک چشم مرا کور کن
+ نوشته شده در
86/12/02ساعت 9:11  توسط FREEDOM
|
اگر چه دیانت بابی و بهائی بیش از صد و پنجاه سال پیش از ایران زمین برخاسته است، اما متاسفانه بسیاری از هموطنان عزیز ایرانی از پیام آسمانی و جهانی این ادیان الهی، یا هیچ آگاهی ندارند و یا عقایدی آلوده به غرض در نزذ ایشان می باشد، چنانچه دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی مینویسد: " تاکنون هرگز به درستی، بی طرفانه، انگیزه کاوانه و جامعه شناسانه مورد بررسی دقیق قرار نگرفته است". لیکن، بسیاری از اندیشمندان و بزرگان حقیقت جوی جهان وسعت دیدگاه این ادیان الهی را که از ایران زمین برخاسته تقدیر و تمجید نموده و آرمان جهانی آنها را مورد ستایش قرار داده اند، و به گفته پروفسور بنیامین جوت " برای نسل ما این امر آنقدر نزدیک و بزرگ است که قابل درک نیست. تنها آینده است که می تواند اهمیت آن را کشف کند".
زین قصه هفت گنبد افلاک پر صداست کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت
لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
86/12/01ساعت 23:30  توسط FREEDOM
|
از آنجايي كه ما احبا ايران بهيچ وجه در سياست دخالت نكرده و نميكنيم ، اما شرايط امروز ايران و فشارهاي بي رويه و اهانت آميز به اقليتي صلح جو و خير خواه تحت لواي دين و اسلام مرا بر آن داشت تا مقداري از شرايط اسفبار امروز ايران را براي شما خواننده عزيز به تصوير بكشم . بنده معتقدم كه فشارهاي فعلي و سازمان يافته بر جامعه احباي ايران فقط و فقط فرافكني دولت از مسوليت هايش در قبال آحاد مردم اين مملكت است . بعبارتي دولت قصد دارد توپ را به زمين ديگران انداخته و با مخدوش كردن اذهان عمومي طوري جلوه دهد كه تمام مشكلات ايران عزيز چه در رژيم قبل و چه درحال حاضر متوجه اقليت بهائي است جامعه فعلي ايران با اينكه جامعه اي مسلمان و تحت يك حكومت ديني اداره مي شود داراي مشكلات بسياري مي باشد كه از آنجمله ميتواند به پايئن آمدن سن فحشا ، فقر شديد ، بيكاري ، اعتياد و ... اشاره كرد .
برای خواندن باقی مطلب به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در
86/12/01ساعت 15:0  توسط FREEDOM
|