تبليغاتX
آزادی بيان

آزادی بيان

آزادي متعلق به يک نفر نيست ، مال همه است

ن و القلم و ما یسطرون

حضرت عبدالبها مي فرمايند : «... خوشا بحال نفوس منصفه که تحرّی حقيقت نمايند امّا اگر انصاف نباشد محاججه کنند و مجادله نمايند و انکار امر واضح کنند مانند فريسيان در ظهور مسيح که در نهايت لجاجت انکار تفاسير و بيان حضرت مسيح و حواريّين مينمودند و بجهله عوام امر را مشتبه ميکردند که اين اخبار در حقّ اين يسوع نيست بلکه در حقّ موعود است که من بعد بشروط مذکوره در تورات خواهد آمد و از جمله شروط سلطنت و جلوس بر سرير داود و ترويج شريعت تورات و ظهور عدالت کبری و اجتماع گرگ و ميش بر چشمه واحد است لهذا ناس را محتجب از مسيح نمودند . ارباب دانش عاشق شمسند نه مفتون مشارق و مطالع و اهل بصيرت طالب حقيقتند نه مظاهر و مصادر لهذا آفتاب از هر برج و مشرقی طلوع نمايد ساجد گردند و حقيقت از هر نفس مقدّسی ظاهر شود طالب شوند . ... »

+ نوشته شده در  87/01/28ساعت 17:12  توسط FREEDOM  | 

تفکر در دعای ندبه

ديروز مهمون داشتيم ، واقعا جاي همتون خالي بود . بعد از صرف نهار گفتگو بود همه دور هم جمع شديم و شروع كرديم به گپ زدن . بين همين صحبتها بود كه بحث به وبلاگها ، سايتها و مطالب امري و ديني كشيده شد . خيلي جالب و مفيد ، شخصا كه خيلي بهره بردم . اما چيزي كه تو اون بحث مطرح شد و نظر بنده را خيلي جلب كرد ، دعاي ندبه بود . سريعاً تو نت سرچ كردم و دعا و ترجمه اون را گير آوردم .

« يكى از مشهورترين دعاهايى كه همواره بسيارى از مؤمنان و دلباختگان حضرت بقية الله ارواحنا فداه اصرار بر خواندن آن دارند دعاى ندبه است چرا كه طبق حديث وارد شده در مورد اين دعا، خواندن آن در چهار عيد غدير، قربان، فطر و روز جمعه مستحب است. كه البته براى روا شدن حوائج نيز مؤثر مى باشد.

در ارتباط با سند اين دعا سيد جليل، صاحب مناقب و مفاخر «سيد رضى الدين على بن طاووس(قدس سره)» كه از اعلام قرن هفتم هجرى و از رجال بزرگ شيعه و در علم ورع و زهد و عبادت معروف و با اطلاع از كتب و تصانيف بوده، در كتاب مستطاب اقبال (ص 295 ـ 299) و همچنين در كتاب مصباح الزائر فصل هفتم و نيز شيخ جليل «محمد بن جعفر بن على بن مشهدى حائرى» از اعلام قرن ششم در كتاب مزار معروف به «مزار محمد بن مشهدى» كه علامه مجلسى آنرا «مزار كبير» ناميده (دعا صد و هفتم) نقل كرده اند و همچنين در مزار قديم كه ظاهراً از تأليفات «قطب راوندى» است نيز نقل شده است.» و نقل دعا در مثل هر يك از اين سه كتاب دليل اين است كه اين شخصيت هاى بزرگ و متبحّر و حديث شناس اين دعا را معتبر شناخته اند{۱}

همچنين :

دعای ندبه را در کتاب بحارالانوار به نقل از مصباح الزائر سید بن طاووس و در کتاب تحفة الزائر و در کتاب زاد المعاد نیز دعای ندبه را نقل کرده و در سرآغاز می گوید: و اما دعای ندبه که مشتمل است بر عقاید حقه و تاسف بر غیبت حضرت قائم، علیه السلام، به سند معتبر از حضرت امام جعفر صادق، علیه السلام، منقول است، که سنت است این دعای ندبه را در چهار عید بخواند، یعنی: جمعه، عید فطر، عید قربان و عید غدیر{۲}
 

 دراين بار ميخوانيم : دعاي ندبه از جمله دعاهاي ارزنده اي است که امام جعفر صادق (ع) به دوستان و شيعيان تعليم داده و به آنان امر فرموده که اين دعا را در ا عياد چهارگانه؛ يعني عيد فطر، عيدقربان، عيد غدير و عيد جمعه بخوانند و به ما سفارش فرموده که در عصر غيبت با اين دعا با محبوب و مولاي خود راز دل گوييم و تجديد عهد کنيم.{۳}

من يقين دارم كه خيلي از برادران مسلمان ما كه هر جمعه اين دعا را زيارت مي كنند حتي معني لغوي ندبه را هم نمي دانند چه برسد به تعمق و تفكر در آيات . البته اندكي هم كه طالب تعمق هستند اكثرا با رجوع به تفاسير و تعبيرات اشخاص ديگر و يا مراجع ، فقط رو خواني كرده و بازهم تفكر نمي كنند و معني را درك نخواهند كرد . و دقيقا به همين دليل است كه حضرت بهاالله طبقه روحانيون و پيشوايان مذهبي را حذف كردند تا همه افراد جامعه را به تكاپو و تفكر در آيات الهي وادار كنند و از اين طريق رشد و توسعه معنوي جامعه را بيمه كردند .

هر فرد بهائي خود بايد يك عالم باشد و بتواند خيلي خوب و زيبا تمام مسايل را فهميده و در صورت نياز به ديگران هم تفهيم نمايد . البته در اين مورد بعدا در يك پست جداگانه صحبت ميكنم . فعلا از موضوع بحث دور نشويم . بله ندبه ذز لغت يعني گريه و زاري كردن بركسي همراه با ذكر محاسن او ؛ و اما در اين دعا جملاتي را ما زيارت مي كنيم ( به معاني فارسي زير آيات نگاه نكنيد ) كه همگي دلالت برآمدن شرعي نوين همراه با ظهور قائم ال محمد دارد . به اين آيه توجه كنيد :

اَيْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْديدِ الْفَراَّئِضِ وَالسُّنَنِ

كجاست آنكه ذخيره شده براى نو كردن فريضه ها و سنتهاى دين ؟

در اينجا نو كردن فريضه ها و سنتهاي دين آورده شده و اين نشان مي دهد كه بعد از حضرت محمد نبوت و پيامبري تمام نمي شود  بلكه شخصي از همان خاندان ايشان فريضه و سنتي نو مي آورد كه بنا به دلايل منطقي سنت نو ديگر نمي تواند اسلام باشد . چون وقتي صحبت از نو و جديد مي شود همه مي دانند كه بايد در انتظار چيزي متفاوت باشند . همچنين در آيه زير صحبت از كتاب و حدود جديد است :

اَيْنَ الْمُتَخَيَّرُ لاِِعادَةِ الْمِلَّةِ وَالشَّريعَةِ اَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لاِِحْياَّءِ الْكِتابِ وَحُدُودِهِ

شريعت جديد ، كتاب جديد و حدود جديد . اينها نمي تواند فقط نشانه هاي يك امام باشد زيرا هيچ امامي شريعت و حدود نو و جديد نياورده و نمي آورد ؛ اينها از خصايص و نشانه هاي پيامبران است . اما به آيه ذيل نگاه كنيد ، ايرادي كه ايرادگيران به حضرت باب مي گرفته و مي گفتند ايشان گفته بايد تمام بناها و ابنيه تاريخي و ... را خراب كرد و يا تمام كتابها را سوزاند ، در اين آيه مصداق چيزهايي كه بايد تخريب شوند را ذكر كرده اند :

اَيْنَ هادِمُ اَبْنِيَةِ الشِّرْكِ وَالنِّفاقِ

در جايي ديگر صدا مي زند كسي راكه رابط آسمان و زمين است و البته چه رابطي قويتر و بهتر از پيامبران ؟ به اين آيه دقت كنيد :

اَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الاَْرْضِ وَالسَّماَّءِ

كجاست آن سبب خدائى كه پيوست است ميان زمين و آسمان؟

نمي خواهم من هم به تفسير و تاويل رو بياورم فقط خواستم به دوستان عزيز چه بهائي و چه غير بهائي ، يك نكته را ياد آوري كنم هماتطور كه جناب سعدي شيرازي مي فرمايند رسد آدمي به جايي كه بجز خدا نبيند همه ما ، همه انسانها فطرتي خدا جو دارند و اين قوه خداجويي در انسانها به فعل در نمي آيد مگر با انديشه و تفكر در آيات الهي و شناخت مظاهر ظهور آن ؛ و صدالبته اين شناخت جز با همت و تلاش خود فرد بدست نمي آيد هزاران سال هم كه شما توضيح المسائل بخوانيد ، هزاران سال كه عبادت كوركورانه كنيد ، هزاران سال كه پاي منبر فلان ملا يا فلان مجتهد بنشينيد ، اين قوه به فعل و كمال درنمي آيد . حافظ چه زيبا مي فرمايد :

سالها دل طلب جام جم ازما مي كرد

وانچه خود داشت زبيگانه تمنا مي كرد

گوهري كز صدف كون و مكان بيرون بود

طلب از گمشدگان لب دريا مي كرد

فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد

ديگران هم بكنند آنچه مسيحا مي كرد

 

نمي خواهم بحث را بيشتر از اين كش بدهم و از شما مي خواهم كه ساعتي را به تفكر اختصاص دهيد و نتايج آنرا ببينيد چه كه گفته اند يك ساعت تفكر از هفتاد سال عبادت بهتر است . فقط خوب ايت بدانيم كه اگر خداوند قادر متعال نظرش بر اين بود كه عده حرف بزنند و عده اي هم فقط گوش بدهند كه ديگر به انسان عقل نمي داد ديگر به انسان بارقه اي از خودش را ، روح را ، اعطا نمي كرد . چرا خدا به ما روح داده و فرموده كه روح انسان بارقه اي از ذات لايزال من است ؟؟؟ بنشينيد و فكر كنيد كه محمد (ص) قبل از بعثت در غار حرا چكار مي كردند ؟ حضرت بهاالله در كوههاي سليمانيه به چه كار مشغول بودند ؟ اينان چكاري را در آن تنهايي انجام دادند كه سرچشمه علم خداداي برآنان گشوده شد؟ آيا كاري جز تفكر بر خداوند بزرگ و آيات نا محدود او كرده اند ؟

مي دانم كه با خواندن اين پست عده اي كامنت گذاشته و مي گويند در دعاي ندبه نوشته كه كجاست آن كس كه به خون خواهي حسن و حسين مي آيد ؟ اگر خوب تعمق شود خواهيد ديد كه قائمي كه براي صلح مي آيد اگر قرار باشد كه به خونخواهي تك تك امامان برخيزد حال دنياي مدرن و متمدن امروز از زمان جاهليت هم بدتر خواهد شد . چه خونخواهي اي از اين بهتر كه راه حسين كه مبارزه با ظلم و اجراي عدالت بود ادامه پيدا كند؟ چه خونخواهي اي از بهتر كه مردم دعوت به حق شوند ؟

موفق و پيروز باشيد 

 {۱}http://www.emammahdi.com/farsi/htmls/maghalat/jamkaran/doa/doa1.htm

{۲}http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B9%D8%A7%D9%8A_%D9%86%D8%AF%D8%A8%D9%87

 {۳}http://www2.irib.ir/amouzesh/sinless/zohor_sharh.asp?key=8

 

+ نوشته شده در  87/01/24ساعت 9:53  توسط FREEDOM  | 

سرور احبا

حضرت بهاالله مي فرمايند : « ... اگر چه تاحال عاشقان ازپي معشوق دوان بودند و حبيبان ازپي محبوب روان ، دراين ايام فضل سبحاني از غمام رحماني چنان احاطه فرموده كه معشوق طلب عشاق مي نمايد و محبوب جوياي احباب گشته . »

دوستان عزيز اين روزها ، روزهاي خوبي براي احبا شيراز است . روزهايي كه به لطف و رحمت جمال مبارك دوستان عزيز در بندمان ، هرچند بصورت موقت ، از زندان آزاده شده و به آغوش خانواده خويش و احبا شيراز برگشته اند . بنده شخصا اين موضوع را يك نوع معجزه ميدانم و دليلم هم آن است كه آزادي اين عزيزان مصادف با ايام عيد رضوان شده است حال آنكه در ايام عيد نوروز علي رغم تلاش والدين اين عزيزان به ايشان مرخصي ندادند و اين عزيزان حتي سال تحويل راهم در بند گذراندند .

دوم آنكه دوستان احبا توجه فرمايند كه موضوع ضيافت اين ماه مسئله سرور احبا بود و ذكر شده بود كه سرور واقعي نزد احباالله است . در زماني كه شديد ترين حمله ها و تبعيضات عليه احبا صورت ميگيرد شايد مطرح كردن سرور كمي خوشخيالي و ساده انگاري باشد ، اما جمال مبارك با رهانيدن اين عزيزان سرور را به احبا هديه كردند و نشان دادند كه وعده خدا و پيامبرش حق است .

+ نوشته شده در  87/01/22ساعت 10:34  توسط FREEDOM  | 

شکوه ایرانی فراخوان همگانی

برای برگرداندن نام خليج فارس به نقشه ماهواره اي و آنلاين گوگل ارت نياز به 1 ميليون امضا داريم. به عنوان يک ايراني خواهشمندم روي لينک آبي زير کليک کرده و براي حذف نام خليج عربي آنرا امضا نماييد. کار سختي نيست http://www.petitiononline.com/sos02082/petition.html اين پيام را براي تمامي دوستانتان ارسال نماييد

+ نوشته شده در  87/01/19ساعت 23:40  توسط FREEDOM  | 

مناظره!!!!!

یکی از دوستان امروز لینکی را بصورت آفلاین برای من فرستاد که جالب توجه بود . لینکی بود از یکی از وبلاگهای موجود در محیط یاهو۳۶۰ که آقایی بنام فرهمند آزاد خیلی محترمانه از جناب سروستانی دعوت به مناظره کرده بودند . این دعوت از یک نظر جالب توجه بود و آن اینکه آقای فرهمند آزاد خیلی مودبانه - برخلاف اسلافشان - خواسته و سوالات خود را مطرح کرده بودند که این خود جای امیدواری است که کسانی که خودرا محقق می دانند از ایشان بیاموزند و ادبیات رکیک و زشت خودرا تغییر بدهند اما همانطور که در مقاله جناب داوودی با عنوان « چرا جواب نمی گوییم » که قسمتهایی از آن را در پست های قبلی گداشته بودم نیز می خوانیم و با توجه با سابقه تاریخی این گونه مناظرات در می یابیم که اغلب آنان بی فایده بوده و اغلب با طرح سوالات تکراری از سوی مغرضین و البته پاسخهایی که قریب به ۱۶۵ سال است از سوی اندیشمندان و متفکران دیانت بهائی داده شده ادامه پیدا می کند . مطلب خودرا با یک بیان از کلمات مکنونه به پایان می برم و لینک وبلاگ مذکور را در ادامه برای دوستان عزیز می گذارم.

«... ولکن افعال پاک و مقدس مخصوص دوستان ماست پس بجان سعی نمایید تابه افعال از جمیع ناس ممتاز شوید...»

لینک وبلاگ آقای فرهمندآزاد در یاهو۳۶۰ :تبعیدی

+ نوشته شده در  87/01/19ساعت 11:47  توسط FREEDOM  | 

روحم فدایت قلبم جایگاهت

« زيرا ايرانيان بتعصّب دينی مشهور آفاقند . مفاوضات ؛ حضرت عبدالبها »

 

امروز كه داشتم كتاب مفاوضات را مي خواندم اين جمله نظرم را جلب كرد و البته مرا به تفكر واداشت . در مملكتي كه تعصب و البته در بيشتر موارد تعصب و جانبداري كوركورانه رواج بسيار داشته و دارد ، حضرت بهاالله ، ارواحنا فداه ، چه رسالت عظيم و چه كار سخت و مشكلي پيش رو داشته و جالب اينكه يكي از تعاليم اساسي ايشان ترك تعصبات مي باشد . در كشوري كه از قديم پسر حتي بر جهل و اشتباه پدر خويش هم تعصب داشته و حاضر بوده جان هم براي تعصباتش بدهد ، ايشان امر به ترك تعصبات و نه غيرت ، دادند . چه كه تعصب مانند كوري مي مانند و انسان متعصب هرگز نمي تواند از ذلال احكام نوش جان كند و در جهل خويش باقي خواهد ماند .

همه ما هنگامي كه داستان نوح ، (ع) وپسر سركشش را مي شنويم ، برحال پسر و قوم جاهل او افسوس خورده و آروز مي كنم : كاش در آن زمان من مي بودم تا از خاصان شده و رستگار مي شدم . در زمان موسي نيز و عيسي و محمد و نيز همين است و قتي كه داستانهاي دشمني دوستان و آشنايان و همشهريان اين پيامبران رابا آنان مي شنويم غمي بر دلمان مستولي مي شود ، بسيار تحت تاثير قرار مي گيريم و آنها را لعن و نفرين مي كنيم . واين در حالي است كه از زمان ظهور آنان قرنها مي گذرد و بقول مثل قديمي : معما چو حل گشت آسان شود . اينان معماهاي حل نشده اند اما حضرت باب و حضرت بهاالله ، روحم فدايشان ، هنوز حل نشده اند و اينبار ما شاهد همان دشمني هاي قوم نوح با اينان هستيم . كساني كه چشم خود را بروي حقيقت مطلق بسته اند و با بغض و كينه توزي دست به تكفير اين آيات عظيمه الهي برداشته اند ، آيا روزي نمي رسد كه فرزندان فرزندانتان شما را بسبب اين جهالتتان تكفير كنند و لعن و نفرين ابدي را براي شما آرزو كنند ؟

شما همان قوم نادان نوحيد كه به او شك كردند و در واقع به نوح شك نكردند و به خداي لا شريك له شك كردند و البته هلاك شدند ، شما نوادگان همان هايي هستيد كه هنوز چند روزي از خلاصيتان از دست فرعون نگذشته بود كه دست به دامان گوسفند زرين شديد . شما همان هاييد كه مسيح را مصلوب كرديد و جاهلانه هنوز در انتظار ظهور مسيح هستيد ، و البته كه مسيح آمد و رفت و شما خفته بوديد . نمي تونم بگوييم جاهلانه ، چرا كه خود نيز آنرا قبول ندارم ، شايد بهتر باشد بگويم رذيلانه مسيح را تكفير نموديد ، زيرا او آمده بود كه بنيان ظلم شما را بركند ، ظلمي را كه شما بنام دين و خدا ، چون شوكران در حلق خلق مي چكانديد . ننگ برشما ، ننگ برشمايي كه دندان محمد رسول الله را شكستيد و شما همانا پدران آناني هستيد كه حضرت اعلي ، روحم فدايش ، را به شهادت رسانديد . شرم برتو اي هند ، كه جگر حمزه ، سيدالشهدا ، را دريدي و بخيال خود بهشت برين را براي خود مهيا ساختي و نفهميدي كه جهنم هم براي تو كم است و اين تو بودي كه جگر هزاران پيرو نور حقيقت ، پيروان راستين باب و بهاالله را خوردي . و اين تو بودي كه هرگز حقانيت هيچ حقي را نفهميدي و مسخ كافران شدي و نفهميدي آن زمان كه در ظاهر اسلام آوردي و محمد تو را عفو كرد در حالي كه قسم خورده بود حتي اگر به پردهء كعبه هم چنگ زني و طلب بخشش كني عفوت نكند ، او بتو فرصت داد ، او به تو روح مسيح را دميد و تو نفهميدي و فرزندانت ، بابيان بي گناه را قتل عام كردند . اينهايي كه به اسم اسلام ، پيروان نور حق را اين چنين بيرحمانه كشتند و مي كشند پيروان محمد نيستند كه فرزندان تواند ، نفرين خدا برتو و آلت باد . اين محمد كه ادعاي پيروي از او را داريد ، رئوف تراز آن بود كه تو ، قاتل سنگدل عمويش را ، قصاص كند . او نه در تو نه در ابوسفيان و نه در ابوجهل و امثالهم نوري از ايمان نديد ، اما چه كند كه محمد چون شما قاتل و صفاك نبود . چطور مي توانيد پيرو علي باشيد ، علي اي كه در وسط ميدان جنگ با خصم ، آب دهان انداختن خصم بر صورت مباركشان را بخشيد تا ثابت كند كه او از براي دل خويش و نفس خويش آدم نمي كشد .

شما پيرو همان هستيد كه آب دهان انداخت نه پيرو آن مجاهد الي الله . چگونه نور حقيت را نمي بينيد ؟ در حالي كه جهان را منور كرده و نوع بشر چون پروانه گرد اويند ، چگونه نمي بينيد ، كه حضرت بهاالله ، روحم فدايش ، باعث بزرگي و اقتدار ايران شده اند و نام ايراني را بزرگ كرده اند . في الحقيقته ايشان انسان را بزرگ كردند و شان از دست رفته نوع بشر را به آن برگرداندند .

اما دلمان مي گيرد كه ايراني باشيم و از زيارت مرقد مولاي محبوبمان محروم ، وقتي كه ميبينم از سراسر عالم به زيارت او مي شتابند و جاي هموطنان او را خالي مي بينم دلم به درد مي آيد . يا حضرت بهاالله ، روحم فدايت ، ساعتها با فيلم اماكن متبركه ات گريه كردم و از خداوند بزرگ كرم قديم و عفو جديدش را سائل و آمل شدم . بر مقبره حضرت باب ، گريستم و نه بر او گريستم كه بر ناداني و جهل گريستم ،  گريستم چون دلتنگ كوي توام و مشتاق روي تو . ترسم كه به حرم رهم ندهي كه تو در برون چه كردي كه درون خانه آيي . خداوندا اين چه ظلم است كه مخالفان عيسي او را از زيارت قدس منع نكردند ،‌ كه بت پرستان جاهل عرب محمد را از حج خانه ابراهيمي ، خانه خدا ، منع ننمودند اما ما محروميم . اگر پای ما در زنجیر باشد چه باک؟ پروانگانيم كه گرد شمع تو آمده ايم تا بال و پر بسوزاني ، آوارگانيم در طلب كوي تو آمده ايم ، حيران روي توايم ، اي حب تو حصن حصين هو يا بهاء العالمين

+ نوشته شده در  87/01/18ساعت 12:52  توسط FREEDOM  | 

تهدید جانی شهروندان بهایی در شیراز

فکر کنم قبلا یک پست در این مورد داشتم : آزار و اذیت بهائیان مخصوصا در شیراز . حالا این پست هم به همین مطلب اختصاص داره اما از یک منبع دیگه . اینبار منبع بنده خبرنامه امیر کبیر بوده که وابسطه به دانشگاه پلی تکنیک تهران میباشد لینک مطلب را هم برای دوستان عزیز در پایان گذاشتم . نمی تونم بگم که امیدوارم که از این پست خوشتون بیاد چون چیز خوش آمدنی ای  در آن نمی بینم اما بهرحال امیدوارم حداقل وجدان یک عده را بیدار کنه همین .

به ادامه مطلب بروید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/01/17ساعت 11:31  توسط FREEDOM  | 

به امید صلح

راستش قصد داشتم يك چيز ديگه بنويسم ، اما خب يكي از دوستان خيلي خوبم يك سوالي از من پرسيدن كه مجبور شدم مطلب را بزارم براي بعد و خيلي مختصر و مفيد جواب اين دوست خوبم را بدم . از من دررابطه با شركت بهائيان در جنگ ايران و عراق و بعضا شهيد شدن عده اي از آنها سوال كرده بودند در حالي كه در ديانت بهائي حتي حمل سلاح هم منع شده و ما چيزي بنام حكم جهاد هم نداريم . ايشان در اين مورد توضيح خواسته بودند كه من هم به ديدهء منت قبول كردم و سعي ميكنم كه مختصر و مفيد در حد اطلاعاتم جواب بدم.

به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/01/16ساعت 11:3  توسط FREEDOM  | 

هوای دلم ابریست...

بعضي وقتها ...

نمي دونم از كجا شروع كنم ، اما اين پست با تمام پستهاي قبلي فرق داره . نمي خوام يك بحث تازه را شرع كنم همچنين نمي خوام جواب كسي را بدم ، مطلب امري هم نمي خوام بگم . شايد يه جورايي درددل باشه . مي دوني يك زماني از شيراز خيلي متنفر بودم ، بنظرمن بدترين جاي دنيا اينجا بود تا اينكه كار توي شركت را شروع كردم در ماه اينقدر ماموريت خارج از شهر مي رفتم كه ديگه وقت اينكه به شيراز فكر كنم را نداشتم اوايل خوشحال بودم كه تو شيراز نيستم به آرزوم رسيدم بودم اما كم كم ديدم دارم دلتنگ شيراز مي شم . همينطور كه پيش مي رفتم فهميدم من از شيراز بدم نمي آيد ، از كسايي بدم ميومد كه با اونها مشكل داشتم و از بد ماجرا توي شيراز هم زندگي ميكردن . يواش يواش سعي كردم تا اون آدمها را ببخشم و البته با محو شدن كدورت زيبايي شيراز در نظرمن جلوه گر شد و حالا تا از پليس راه شيراز رد ميشم ، خدا خدا ميكنم كه زودتر برگردم . الان شيراز را صدبرابر دوست دارم چون اون كدورتها ديگه نيست و يك دليل مهم ترهم داره ، اينكه من ميگم شهرم خيلي خيلي مقدسه ، مگه ميشه شهري که محل تولد ، رشد و اظهار نبوت باشه و مقدس نباشه ؟؟

من افتخار ميكنم كه جايي راه ميرم كه روزي سيد علي محمد باب ، جانم فدايش ، راه ميرفته ، هوايي را تنفس ميكنم كه باوجود آلودگي اين سالهاي شيراز هنوز هم براي من به يمن حضور ايشان پاك مي باشد . اما هر وقت اين فكرها بسراغم مي آيد غمي عظيم هم دلم را ميگيرد ، چرا وقتي احبا براي زيارت بيت مبارك ايشان كه البته در دوران انقلاب تخريب و تبديل به مسجد شد و الان يك وجهه آن بيشتر باقي نيست جلوي آن بيت مبارك مي ايستند و مناجات مي خوانند عده اي به آنها حمله كرد و مورد ضرب و شتمشان قرار مي دهند ؟ دلم مي گيرد وقتي كه جوانان بهايي را در خيابان هاي اصلي شهر مي دزدند ، دو روز مورد ضرب و شتم قرار مي دهند و بعد در خياباني ديگر رها مي كنند . دلم مي سوزد كه با موتور و از پشت به جوانان و بعضا افراد مسن بهائي توسط چماق حمله مي شود . تاسف مي خورم كه در همين شهر ماشين دوتن از احبا و خادمين اين شهر را در جلوي خانه هايشان به آتش مي كشند . شرمسار مي شوم وقتي كه با ككتول ملتوف و در روز روشن و در همين شهر گل و بلبل و نه در ميدان جنگ به خانه دونفر ديگر حمله مي كنند . شيرازي كه كايه مباهات و افتخار تمام احبا جهان است اين چنين صحنه جنگ شده اما در اين جنگ يه طرف سراپا حمله است و سلاح طرف ديگر فقط و فقط دعا و مناجات . خجالت مي كشم كه در اين شهر مقدس كسي براي فروش ماشين خود برود و به او بگويند شما ممنوع المعامله اید ، چرا ؟ چون بهائي هستيد!! نمي دانم چه بگويم بگوييم اينها مسلمانند ، مي گويند به اسلام توهين كردي . بگويم مسلمان نمايند ، وا مصيبتا . پس چه بگويم كه نه سيخ بسوزد نه كباب ؟

دين براي صلح و دوستي و الفت آمده ، بفرموده حضرت عبدالبها ديني كه سبب مهر و محبت نشود دين الله نيست . چرا مسلمين فكر ميكنند با كشتار و فشار بر اقليت بهائي دارند به دين خود خدمت مي كنند ؟؟ بخدا با اين كارها چهره اسلام و ائمه اطهار را هم خراب مي كنيد . آقاياني كه داعيه حكومت اسلامي را دارند چرا به اين نكته توجه نمي كنند كه اگر موجبات صلح و دوستي و رفاه را براي تمام ايرانيان جداي از نژاد و مذهب فراهم كنند در واقع در آن حالت است كه به اسلام خدمت كرده اند در آن حالت است كه نشان داده اند اين صلح و دوستي از دولت اسلام است ، اما چيزي كه امروز به وقوع پيوسته درست عكس اين عمل است . در حالي كه جامعه جهاني مسلمانان را تروريست و حامي ترور معرفي ميكند آيا معقولانه تر آن نيست كه مسلمانان آب در آسياب دشمن نريزند ؟ آيا ايراد اين تبعيضها بر بهائيان و بقيه اقليتهاي ديني و نژادي به اسلام كمك مي كند ؟ يا برعكس باعث بوجود آمدن دشمني و تحريك احساسات نمي شود ؟ آيا از بهائيان وحشت دارند كه سعي مي كنند آنها از ورود به اكثر مشاغل منع كنند و آنها را در انزوا قرار دهند ؟ قصدم اين نيست كه در باره حكومت بنويسم و نقد كنم فقط خودم دلم گرفته بود در واقع چيزي را كه خونديد حاصل حرف زدن خودم با خودم بود !!

بهرحال شيراز هنوز زيباست . امسال نوروز خيلي خيلي خوب و ميتونم بگم عالي اي را پشت سر گذاشتم ، بعد از سه سال گذشته كه هر سال عيدم بدتراز سال قبل بود و مخصوصا پارسال كه از قبل از سال تحويل تا بعداز سيزده دعوا داشتم و اعصاب خوردي امسال در كنار مادر و خواهرم عيد خوبي را سپري كردم اما جاي برادرم خيلي خالي بود . برگشتنم به آغوش فاميل و خانواده خيلي خوب بود و بابت اين همه نعمت خدارا صدهزار بار شكر ميكنم . اميدوارم كه امسال سال خوبي براي همه باشه ، انشاالله .

+ نوشته شده در  87/01/14ساعت 9:21  توسط FREEDOM  | 

در باب نجاست

موضوع نجاست در اسلام و اينكه مسلمانان احبا و بعضا يهود و مسيحيان را نجس مي دانند موضوع تازه اي نيست . اصولا دشمن سازي و دشمن پروري بنوعي تبديل به يك تاكتيك شده اينكه عده اي همه دنيا را با خود دشمن ميدانند و توهم اينكه شرق و غرب دست در دست هم داده اند تا فقط اينها را نابود كنند چيز تازه اي نيست .  در ادامه مطلب به توضيح كاملي من باب نجاست پرداختم كه اميدوارم مورد قبول واقع شود :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/01/12ساعت 12:33  توسط FREEDOM  | 

احتراز از فتنه جویی

.... اي احباي الهي گوش هوش باز كنيد و از فتنه جوئي احتراز و اگر بوي فسادي از نفسي استشمام نمائيد ولو بظاهر شخص خطيري باشد و عالم بي نظيري بدانيد دجال رجالست و مخالف آيين ذوالجلال دشمن يزدان است و هادم بنيان و ناقض عهد و پيمان است و مردود درگاه حضرت رحمان . ....

.... گفتار ثمري ندارد و نهال آمال بري نيارد و رفتار و كردار لازم ....

منبع : رساله سياسيه ، حضرت عبدالبها

+ نوشته شده در  87/01/12ساعت 11:19  توسط FREEDOM  | 

استفاده از آثار بهائی

مکرر شنیده وبعضا دیده شده که آثار و نوشتجات دیانت بهایی،بدون ذکر نام بهایی مورد استقبال و روایات و احادیث اسلامی و منسوب به ائمه اطهارهنگامی که بصورت گمنام و با ظن انتساب به بهاییان،مطرح می شوند مورد تکفیر واقع می گردند. آورده اند که در اوایل پیدایش دیانت بابی مشهور شده بود که بابیان مطالب خود را با خط قرمز می نویسند و اتفاق افتاده بود که روایات و احادیث اسلامی نوشته شده با خط قرمز،مورد سب و لعن و رد و طرد و نوشتجات بابیان اما با رنگ سبز، مورد تایید قرار می گرفت و نه محتوای کلام که رنگ انها ملاک و میزان اعتبار می شد.این مساله که ظواهر بی ارزش و اغراض و پیش داوریها و تعصبات گوناگون،غالبا باعث پنهان ماندن حقیقت می شود،گرچه شاید نه منحصر به ایران،که یک درد کل جامعه بشری باشد اما نمود های ان در ایران از لحاظ وسعت ،دامنه دار و از لحاظ سابقه ،دیر پا و از لحاظ تاثیرات،ویرانگر بوده است.بحث در این باره اگر چه ابعاد مختلف دارد اما در این مقاله فقط به یک مورد خاص و در ارتباط با دیانت بهایی توجه می شود. 

چند سال پیش روزنامه ایران،تصویری را با عنوان " یکی از مناظر زیبای سواحل مدیترانه"چاپ کردکه در واقع تصویر شهر حیفا در اسرائیل و از قضا منظره " مقام اعلی" (مدفن حضرت باب) و طبقات و ساختمان های حول ان بود که مرکز اداری و روحانی بهاییان سراسر عالم می باشد. همان روزنامه در تاریخ 9/10/1385 بمناسبت برپایی نمایشگاه مشترکی بین دو کشور ایران و اوگاندا،تصویر مشرق الا ذکار بهاییان در کامپالا را بعنوان نماد کشور اوگاندا درج کرد.اخیرا نیز در همایش تجلیل از پیش کسوتان معماری در مراسم روز بزرگداشت شیخ بهایی "روز معمار" در کاشان،شمایل حضرت عبدالبهاء ظاهرا اشتباها ، بجای تصویر شیخ بهایی درج گردید. 

منبع:سایت نقطه نظر

+ نوشته شده در  87/01/11ساعت 9:47  توسط FREEDOM  | 

یا بها با کاج!!!

اینم ابتکار من و پسرخالم بود که دیروز توی پارک جنگلی با کاج یابها را روی زمین نوشتیم و کلی باهاش عکس گرفتیم :

+ نوشته شده در  87/01/10ساعت 7:29  توسط FREEDOM  | 

'تشديد فعاليت های ايران برای نظارت بر بهائيان'

البته این خبر خیلی جدید نیست اما هنوز هم ادامه داره ....

نماينده جامعه بين المللی بهائيان در سازمان ملل متحد از تشديد فعاليت های دولت ايران برای تحت ‌نظر گرفتن بهائيان اين کشور خبر داده است. نماينده بهائيان می گويد وزارت کشور جمهوری اسلامی با صدور بخشنامه ای محرمانه از مقامات استانداری ‌ها خواسته که پرسشنامۀ مفصلی درباره شرايط و فعاليت‌های بهائيان را تکميل کنند. اين خبر موجب نگرانی شديد کميسيون آزادی های بين المللی دينی آمريکا شده است. در متن سندی که توسط دفتر جامعه بين المللی بهائيان در سازمان ملل متحد منتشر شده وزارت کشور ايران از فرمانداری های سراسر کشور خواسته بهائيان تحت کنترل قرار گيرند. در اين بخشنامه آمده برخی از افراد بهائی تحت پوشش فعاليت های اجتماعی و اقتصادی به ترويج عقايد خود اقدام می کنند و وزارت کشور از سازمان های مربوطه خواسته که با ظرافت رفتارهای آنان را کنترل و مهار کنند. بر اساس اين سند، وزارت کشور در روز 28 مرداد امسال معاونان سياسی-امنيتی استاندارى‌ های سراسر کشور را مامور تکميل پرسشنامۀ مفصلی درباره شرايط و فعاليت‌های بهائيان، از جمله "وضع مالی"، "تعامل اجتماعى" و "ارتباط آنان با محافل خارجی" کرده است. بانی دوگال نماينده بهائيان در مقر دائم سازمان ملل متحد در نيويورک می گويد حدود يک هفته پيش اين سند را دريافت کرده و از اصالت آن اطمينان کامل دارد: "اين سومين سند محرمانه درباره تحت نظر گرفتن بهائيان است که ما دريافت کرده ايم و من درباره صحت آن ترديد ندارم. اين نامه محرمانه بود ولی در اختيار مقامات فرمانداری ها در سراسر کشور قرار گرفت و یکی از آنان آنرا فاش کرده." خانم دوگال می افزاید در گذشته بارها مراتب نگرانی جامعه بين المللی بهائيان را به اطلاع دفتر نمايندگی دولت ايران در اين سازمان رسانده وی هيچگاه پاسخی دريافت نکرده است. انتشار نامه محرمانه ای که نماينده بهائيان به وزارت کشور نسبت داده موجب نگرانی شديد کميسيون آزادی های بين المللی دينی آمريکا شده است. دوايت بشير، يکی از کارشناسان اين سازمان که به وزارت امور خارجه اين کشور وابسته است می گويد: "به نظر می رسد که نهادهای مختلف در داخل حکومت ايران به طور سازمان يافته در حال جمع آوری اطلاعات درباره افراد بهايی هستند. اين می تواند به نقض شديدتر آزادی های دينی بهائيان بيانجامد. اوايل سال ميلادی جاری هم يک مقام سازمان ملل متحد سند مشابهی را افشا کرد." آقای بشير به گزارش اسما جهانگير نماينده ويژه کميسيون حقوق بشر سازمان ملل در امور اديان يا عقايد اشاره می کند. خانم جهانگير با انتشار نامه ستاد فرماندهی کل نيروهای مسلح ايران به وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و نيروی انتظامی درباره برنامه اين ارگان ها برای جمع آوری اطلاعات مربوط به بهائيان ابراز نگرانی کرده بود. مجلس نمايندگان آمريکا ماه گذشته ميلادی با صدور قطعنامه ای اين نوع برخوردها را محکوم کرد. پيش نویس قطعنامه مشابهی هم در دستور کار سنای آمريکاست که قرار است پس از انتخابات مياندوره ای در دستور کار اين مجلس قرار گيرد.

منبع: بی بی سی

+ نوشته شده در  87/01/08ساعت 22:1  توسط FREEDOM  | 

بهائیان و اسراییل

یكی ازتهمت های تكراری كه در جمهوری اسلامی ازطرف مقامات رسمی و غیر رسمی به جامعۀ بهائی وارد می شود، ارتباط سیاسی امر بهائی با اسرائیل و صهیونیسم علیه مسلمانان است. در تعالیم و همچنین در تاریخ دیانت بهائی و نیز در تاریخ مربوط به تشكیل دولت اسرائیل شواهد و مداركی وجود دارد كه تهمت مزبور را نفی می كند. یكی ازآن اسناد در زیر جهت اطّلاع هموطنان عزیزآورده شده است. تمنّا آنكه ملّت عزیز ایران آن را عمیقاً بررسی فرمایند تا بدانند چرا مخالفین بی انصاف و نامهربان بهائیان، ازجمله جام جم، ازارائه چنین اسنادی در ویژه نامۀ ایّام خود اباء بل ترس و واهمه دارند.

به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/01/07ساعت 9:2  توسط FREEDOM  | 

میلاد حضرت رسول

 

ميلاد پيامبر اسلام ، حضرت محمد مصطفي (ص) بر مسلمانان جهان مباركباد .

+ نوشته شده در  87/01/06ساعت 8:0  توسط FREEDOM  | 

هديه نوروزي

+ نوشته شده در  87/01/05ساعت 16:25  توسط FREEDOM  | 

توهين "فصل نامهء تاريخي وسياسي ويژهء بهائيت" به امام جعفرصادق (ع) !

متن موجود که در ادامه مطلب مشاهده می کنید به نقل از سایت نقطه نظر می باشد . شما در این متن مشاهده می کنید که چطور عده ای با توجه و سواستفاده از جهل مردم نسبت به آیین بهائی چطور سعی در رد و تخطئه این آئین جهانی دارند . اینان همیشه توهین ها و تهمت هایی را نثار این آیین می کنند در حالی که هیچ مدرک معتبری هم ندارند اما از آنجا که مردم را همیشه در جهل نگه داشته اند و منابع اصیل را از مردم برای تحقیق دور کرده اند فکر میکنند که ظفرمند شده اند . اما ما بهائیان طبق سفارش صریح دیانتمان ضمن دوری از بحث و جدل همواره با پاسخهایی قاطع و همراه با دلیل و برهان سعی در روشنگری افکار مردم را داشته و داریم تا سیه روی شود آنکه در او غش باشد .

برای خواندن جزییات بیشتر به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/01/05ساعت 7:59  توسط FREEDOM  | 

مناجات حضرت عبدالبهآء برای ایران

مناجات حضرت عبدالبهآء برای ایران:
هوالله
ای خدای مهربان، یاران در کشور ایران اسیر ستمکارانند و مُبتلی در دست هر جاهلی نادان. ای پروردگار، کار گنه کاران را مپسند و دست تطاول ظالمان را کوتاه فرما. نفوس را هدایت کن و بدخواهان را خوشخو فرما. ظالمان را عادل کن و لئیمان را بیدار نما. اسیران نفس و هوی را آگاه کن و مقیّد غل و بغضا را رهائی بخش، تا یارانت در مهد امن و امان آسایش یابند و از دست درندگان خلاصی جویند و به آنچه سزاوار درگاه احدیّت است قیام نمایند. توئی مقتدر و توانا و توئی عزیز و کریم و مهربان.  ع ع

حضرت عبدالبهآء میفرمایند ( 9 شوّآل  1339 حیفا):
هوالله
ای تشنۀ حقیقت:  ایران ویرانست و جمیع احزاب فی الحقیقه تیشه بدست گرفته به ریشه این بنیان قدیم میزنند و ابداً ملتفت نیستند که این کلنگ بنیان کن است و این تیشه ریشه کن.  هر حزبی گمان میکند که به تعمیر مشغولست.  ولی در قرآن میفرماید:
یُخرّبون بُیُوتِهِم باَیْدیهِم
باری، این آوارگان بهیچ حزبی مشترک و متمایل نبوده.  در آن میکوشیم که بنیۀ ایران قوّت گیرد و معلوم است قوّت بنیه ایران جز بتأسیس اخلاق الهی ممکن نه.  چون تأسیس اخلاق گردد ترقی در جمیع مراتب محتوم است.  هیچ ملتی بدون تعدیل اخلاق فلاح و نجاح نیابد؛ و به تحسین اخلاق علوم و فنون رواج یابد و افکار بینهایت روشن گردد،  صداقت و امانت و حماست و غیرت و حمیّت بجوشد،  سیاست بدرجه نهایت رسد، صنایع بدیعه رواج یابد، تجارت اتّساع جوید، شجاعت عَلَم افرازد، ملت ازبرزخی به برزخ دیگر انتقال نماید، خلق جدید شود، فتبارک الله احسَنُ الخالقین تحقّق یابد.  
حجاز در بیابان ریگ زار و بی آب و علف وادی غیر ذی زرع بود، لکن بطلوع نیّر حقیقت قبلۀ آفاق شد و مَطاف عالمیان گردید. حال که نیّر اعظم از مَطلع ایران اشراق کرده ملاحظه نمائید که در آینده چه خواهد شد.
امیّدم چنانست که در تأسیس این بُنیان عظیم شما نیز از کارکنان باشید.
و علیکما البهآء الابهی. ع ع

+ نوشته شده در  87/01/03ساعت 14:4  توسط FREEDOM  | 

شهر کوران

حضرت عبدالبها می فرمایند :
الیوم در هر اقلیمی اگر شخصی ایرانی را تعریف و توصیف خواهند، گویند این شخص از وطن بهآءالله است، فوراً عزیز و محترم گردد. اقلاً ایرانیان باید قدر این را بدانند. از انظار جهانیان افتاده بودند و از امم متوحّشه شمرده میشدند، حال چنین عزّت پایداری یافتند و چنین تاجی از گوهر شاهوار بر سر نهادند. نعم ما قال الشّاعر:
هر که ارزان میخرد ارزان دهد گو هری طفلی بقرصی نان دهد
حق عیان چون مهر رخشان آمده حیف کاندر شهرکوران آمده
شمس حقیقت اگر در سائر اقالیم اشراق نموده بود تا بحال اشعه اش جهانگیر گشته بود زیرا آن اقلیم قدر این فضل عظیم را میدانستند، ولو مؤمن نبودند، مسرور بودند
+ نوشته شده در  87/01/03ساعت 9:44  توسط FREEDOM  | 

سال نو مبارک

نوروز مبارک

 

+ نوشته شده در  87/01/01ساعت 6:40  توسط FREEDOM  |