تبليغاتX
آزادی بيان

آزادی بيان

آزادي متعلق به يک نفر نيست ، مال همه است

پاسخ به یکی از خوانندگان

دوست عزیز

بطور کلی دغدغه اصلی و سوال اصلی شما همانا موضوع مهدویت است . البته در میان صحبتهایتان به اینکه منتظر پیامبری جدید نیستید ، که خود موضوع بحث خاتمیت است ، اشاره کرده بودید . البته این دوموضوع لازم و ملزوم یکدیگرند .

اگر موضوع خاتمیت تا حدی برای شما حل گردد فکر میکنم که هضم موضوع دوم نیز راحت تر باشد . بحث خاتمیت بسیار مفصل می باشد . در تمام سایتهای بهائی ، کتب بیشماری در این باره موجود است که می توانید از کتابخانه آن سایتها دانلود کنید فلذا تکرار آن در اینجا را لازم نمیدانم .

اکثر معترضین به ظهور حضرت باب و حضرت بهاالله آیه ای از سوره احزاب را مثال می آورند که در آنجا حضرت محمد خاتم النبیین نام نهاده شده . باید توجه داشت که با استناد به همین آیه آن حضرت خاتم انبیا بوده اند و نه خاتم رسولان . در قران در چند مورد از لفظ نبی معنی رسالت و بسط شریعت مقصود نمی شود . از آن جمله در سوره حج آیه 52 . از جمله بسیاری از علمای اسلام بین نبوت و رسالت فرق نهاده اند و هر دو را یکی نمیدانند . بعضی رسول را کسی می دانند که دارای کتاب و شریعت مستقل باشد اما نبی دارای این خصوصیات نیست و فقط مقام تبلیغ و ترویج دین رسول را دارد . مانند انبیا بنی اسرائیل که مروج آثار حضرت موسی یا پیامبران قبل بوده اند و کتاب و شریعتی مستقل نداشته اند . در ضمن خاتم چنانچه به فتح تا خوانده شود معنی نگین انگشتری خواهد داد و چنانچه بکسر تا بخوانیم معنی پایان و آخر پیامبری می دهد . همچنین در کتاب المنجد خاتم را بمعنای مهر ، امضا و تصدیق نیز آورده است که البته این نیز صحیح است زیرا ایشان تصدیق کننده پیامبران و ادیان سلف خویش بودند .

دوست عزیز در خطبه ای از حضرت علی که در کتاب علامه مجلسی آورده شده چنین می خوانیم :« انا امیرالمومنین و یسعوب المتقین و آیه السابقین و لسان الناطقین و خاتم الوصیین و وارث النبیین و خلیفه رب العالمین » یعنی ، منم امیرالمومنین و منم سلطان متقیان و رجعت گذشتگان و زبان ناطقین و منم خاتم وصیین و وارث نبیین و نماینده پروردگار عالمیان . چنانچه قول علمای شیعه را در لفظ خاتم النبیین به معنی آخر صحیح بگیریم ناچار خاتم الوصیین هم به معنای آخر اوصیاست که پس از او وصی دیگری نباید بیاید و این معنی منجر به انکار وصایت ائمه اطهار پس از حضرت علی می گردد . البته از نظر دیانت بهائی هر دو نظر صحیح است ، زیرا که حضرت محمد مانند نگین در سلسله ای از پیامبران اند که ابتدایش آدم و انتهایش خودشان می باشند . با ظهور حضرت باب سلسله ای جدید و دوری بدیع در ظهور پیامبران و البته تربیت نوع انسان آغاز گشته است .

در باب خاتمیت و رد آن ( رد آن چیزی که شیعه بدان معتقد است ) مطلب بسیار است که در اینجا به ذکر جزیی از آن بسنده شد . شما دوست محترم چنانچه مایل به مطالب جامعتر و کاملتر هستید می توانید به سایتهای بهائی و کتابهای موجود در آن مراجعه و پاسخ سوالات خود را بگیرید .

اما بپردازیم به مسئله مهدویت . دوست عزیز تمام مثالهایی که شما زده اید ، چیزهایی هستند که حتی مورد قبول تمام علمای شیعه و اسلام نیز نیستند . اگر برنامه بسوی ظهور را که جمعه ها ظهر از شبکه دوسیما پخش می شود دیده باشید ، خواهید دید که مهمانان برنامه که همگی دستی بر آتش مهدویت دارند هیچکدام از این گفته های شما را بر زبان نمی آورند و بلعکس چیزهایی می گویند که تا بحال جایی نخوانده اید . این چیزهایی که شما گفتید تصویری خشن از امام زمان میدهد در صورتی که صاحب نظران مسلمان با این عقیده بسیار مخالفند .

دوست عزیز ، حضرت رسول بشارت دادند امتشان را به ظهوری کسی که هم نام و هم کنیه ایشان هستند و نامی هم از مهدی نبرده اند ( کاری به احادیثی که صحت و سقم آنها به درستی مشخص نیست و بین شیعه و سنی بین آنها اختلاف است ندارم ، سخن پیامبر ملاک است ) ما بهائیان حضرت باب را بعنوان مهدی قبول نداریم اما ایشان را قائم آل محمد می دانیم . حضرت باب و حضرت بهاالله اصلا به وجود جسمانی قائم اعتقادی نداشتند و قائم را وجودی معنوی و روحی الهی توصیف کرده اند . بنده بر خلاف نظر شما که می گویید بعد از آمدن مهدی انتظار آمدن دین دیگری را نداریم معتقدم که در آثار اسلامی دین دیگر با آمدن قائم وعده داده شده برای روشن تر شدن موضوع بنده از شما میخواهم که دعای ندبه را بدقت مورد مطالعه قرار دهید .

بنده شرحی بر این دعا نگاشته ام که میتوانید آن را در آرشیو وبلاگ و یا در سایت ساغر به این آدرس پیدا کرده و مطالعه کنید : http://www.newsaqar.info/article25.html

خب حالا بنده یک سوال از شما می پرسم و آن اینکه قائم کی خواهد آمد و برای چه ؟ در اینجا ذکر گوشه ای از کتاب ایقان که توسط حضرت بهاالله در جهت رفع اینگونه شبهات نوشته شده است خالی از لطف نمی باشد : «... آيا روايت مشهور را نشنيده اند که می فرمايد: "اذا قامَ القائِمُ قامَتِ القيامَة"؟ و همچنين أئمّه هدی و انوار لاتطفی "هَل يَنظُرُونَ إلّا اَن يَأتِيَهُمُ اللّهُ فِی ظُلَلٍ مِنَ الغَمامِ"..» (سوره بقره، آيه ٢١٠) . بیان اول که حدیثی از رسول الله می باشد می فرمایند که هنگامی که قائم ظهور کند قیامت برپا می شود . حال من از شما می خواهم که تفکر فرمایید که اگر چنانچه با آمدن قائم قیامت برپا شود و قیامت پایان دنیا باشد پس هدف از آمدن قائم چیست ؟ آیا فکر نمیکنید در پس این احادیث و آیات نکته هایی مستتر است ؟

حضرت بهاالله در جایی دیگر من باب حضرت مهدی می فرمایند :

«آنچه که تو در مورد محمد بن الحسن العسکری در احادیث شنیده ای درست است.  ولی در احادیث گفته اند که وی در شهر جابلقاست و این شهر را با اثار و علائم عجیب و غریبی توصیف کرده اند. حال اگر این شهر را به ظاهر این احادیث بگیری چنین شهری در هیچ جای کره زمین وجود ندارد و آن را پیدا نخواهی کرد. اگر که توانستی که این شهر را با آن علائم به من نشان بدهی من هم آن حقیقت پاک را همانگونه که شما می پندارید به شما نشان خواهم داد! پس تنها راه چاره این است که بفهمی که احادیث مربوط به این شهر دارای معانی تأویلی و باطنی است و از همینجا خواهی فهمید که توصیف خود امام محمد بن حسن العسکری نیز دارای معانی باطنی است. پس بدان که چون حقائق مقدسه همگی یک حقیقت واحد هستند، در نتیجه هنگامی که به چشم عرفان به آنان نگاه کنی می بینی که همه آنها اسمشان محمد است و پدر همه ایشان حسن است و همه آنها از جابلقای قدرت الهی آمده اند و همگان از جابلسای رحمت خدا ظاهر می شوند. اما در ظاهر تیزحضرت باب که در سال شصت ظاهر شد محمد بن حسن عسکری است چرا که هم اسمش محمد بود وهم از فرزندان ائمه دین بوده است .  پس عنوان فرزند حسن نیز در مورد او صادق می آید ...»

حضرت باب برای ما احبا مانند یحی هستند برای عیسی با یک تفاوت که یحی فقط بشارت دهنده بود و مقام نبوت نداشت اما حضرت باب هم مبشر به ظهور حضرت بهاالله و هم خود صاحب دین و شریعتی نو بوده اند . دوست عزیز اینکه فرموده بودید که چرا اسم آنها در کتابها نیامده از شما می پرسم آیا اسم مسیح که در کتب یهودیان بود بلاشرط مورد قبول تمام یهود قرار گرفت ؟ آیا نخوانده ای که بر حضرت محمد خرده میگرفتند که اگر تو پیامبری چرا فرشته ای با تو نیست و خداوند می فرمایند اگر فرشته ای هم بود باز هم ایمان نمی آوردند . در ضمن دوست عزیز اینها همه امتحانات الهی ای هستند که از جانب حق جل جلاله بر بندگان نازل می شود تا سیه روی شود آنکه در او غش باشد .

یهودیان نیز منتظر مسیحی بودند که شریعت جدید نیاورد اما مسیح آمد و چندی از احکام یهود را نیز فسخ کرد و هر کس که نداند شما بعنوان مسلمان مسیح را قبول دارید آیا جز این است ؟ آیا مسیح در انطباق کامل با کتب یهود بود ؟ لا والا ، البته در ظاهر اشکالاتی بود اما اگر به دیده عرفان نگریسته شود حقیقتا اختلافی وجود ندارد .

امیدوارم که این شرح مختصر مسببی باشد برای تحقیقات بیشتر شما . منتظر دیدار شما هستم.

برای اطلاعات بیشتر و دسترسی بدون فیلتر به سایتهای بهائی به این آدرس بروید https://www.bahai-sites.org/index.php:

+ نوشته شده در  87/07/24ساعت 23:44  توسط FREEDOM  | 

وضعیت بهائیان ایران هر روز تیره‌تر می‌شود


به نقل از تلویزیون دویچه وله

شاخه آلمان جامعه بین‌المللی حقوق بشر، گردآوری امضاء در مراسم نماز جمعه تهران و قم علیه بهائیان ایران را مقدمه سرکوب خشن و رسمی این اقلیت مذهبی دانست و از جامعه جهانی خواست که در برابر این اقدام واکنش نشان دهد.

 

 

در اطلاعیه مطبوعاتی  شاخه آلمان جامعه بین‌المللی حقوق بشر( IAFM) آمده است: « اخیرا آگاه شدیم که روز نوزدهم سپتامبر ۲۰۰۸ در مراسم نماز جمعه تهران لیستی شامل اطلاعات نادرست تبعیض‌آمیز و خصمانه علیه اقلیت بهائی در اختیار مردم قرار گرفته است. در حضور آیت‌الله سید علی خامنه‌ای رهبر مذهبی و سیاسی، ماموران وزارت اطلاعات مراقبت می‌کردند که مردم پیش از ورود به محوطه برگزاری نماز جمعه، این لیست را امضاء کنند».

براساس اطلاعیه جامعه بین‌المللی حقوق بشر، این لیست، در برگیرنده اطلاعاتی نادرست درباره اعتقادات مذهبی بهائیان بود و خواست انحلال کلیه نهادهای متعلق به این اقلیت مذهبی را مطرح می‌ساخت. اطلاعاتی که مردم را علیه بهائیان تحریک می‌کند، پیش از آن در رسانه‌های دولتی و خبرگزاری جمهوری‌اسلامی‌ایران نیز منتشر شده بود.

براساس گزارش جامعه بین‌المللی حقوق بشر، پس از تهران، در روز بیست و نهم سپتامبر امسال، طومار مشابهی در شهر قم برای امضا کردن میان نمازگزاران توزیع شد. مسلمانان، پس از امضای این طومار، جزوه‌ای را با محتوای ضد بهائی دریافت می‌کردند. در این جزوه ادعا شده است که آموزه‌های بهائیت، دیدگاه‌های ضداسلامی و حمله به دولت اسلامی را در بر می‌گیرد. بهائیان متحد اسرائیل هستند و باید به این دلیل محاکمه شوند.

پایگاه اینترنتی "نیوزپرس" ضمن انتشار متن کامل اطلاعیه مطبوعاتی جامعه بین‌المللی حقوق بشر، نوشت که این نهاد از سال‌های دهه هشتاد میلادی سرکوب بهائیان را از سوی دولت ایران مورد انتقاد قرار داده است. در حال حاضر تعداد بهائیان ایران تنها به ۳۰۰ هزار نفر می‌رسد.

هفت بهائی در زندان

جامعه بین‌المللی حقوق بشر در اطلاعیه خود از هفت زن و مرد عضو کمیسیون هماهنگی بهائیان ایران نام برده است که در ماه‌های مارچ و مه امسال دستگیر و به اوین انتقال یافته‌اند. براساس این اطلاعیه، تا به حال شکایت رسمی علیه این گروه طرح نشده است، اما در ماه اوت امسال، یک دادستان در تماس با خبرنگاران ادعا کرد که آن‌ها به عضویت در یک گروه مرتبط با اسرائيل اعتراف کرده‌اند.

در بخشی دیگر از اطلاعیه جامعه بین‌المللی حقوق بشر به این نکته اشاره شده است که در حال حاضر ۲۲ بهائی به خاطر اعتقادات مذهبی خود در زندان‌های ایران به سر می‌برند. علاوه بر این، دانشجویان بهائی در دانشگاه‌های ایران مورد تبعیض قرار می‌گیرند. براساس اطلاعاتی که به این نهاد بین‌المللی رسیده، روز چهارم ماه اوت امسال، یک دانشجوی دختر بهائی به نام "ندا کشاورز رهبر" در دانشگاه فضیلت سمنان احضار و از وی خواسته شد که بازگشت خود را از آئین بهائیت اعلام کند. این دختر دانشجو حاضر به قبول این دستور نشد و در نتیجه وی را از دانشگاه اخراج کردند.

سیاست قطع نان و نقش کیهان

اطلاعیه جامعه بین‌المللی حقوق بشر، همچنین به محدودیت‌های بهائيان در بازار کار ایران اشاره دارد و می‌نویسد: « شرکت‌ها برای اخراج همکاران بهائی خود تحت فشار قرار می‌گیرند و رسانه‌های دولتی، شورش علیه بهائیان را تحریک می‌کنند. ظرف سه سال اخیر، تنها در روزنامه دولتی کیهان، بیش از ۲۰۰ مقاله علیه اقلیت بهائی انتشار یافته است».

براساس گزارش پایگاه اینترنتی نیوزپرس، جامعه بین‌المللی حقوق‌بشر که در سال ۱۹۷۲ در فرانکفورت بنیانگذاری شد، پشتیبان انسان‌هائی است که بدون توسل به خشونت، در راه رعایت حقوق بشر مبارزه می‌کنند. "مارتین لزنتین" سخنگوی هیئت‌مدیره این نهاد، به نیوزپرس گفته است: « پامال کردن حقوق بهائیان و تحریک دولتی علیه آنان، دیگر قابل تحمل نیست. ایران پیمان بین‌المللی حقوق شهروندی و سیاسی را امضا کرده و با تحریکات‌ش علیه اقلیت بهائی، در واقع سازمان‌ملل‌متحد را مسخره می‌کند».

جواد طالعی

+ نوشته شده در  87/07/20ساعت 21:55  توسط FREEDOM  | 

بهائی ستیزان و همجنس بازان؟؟

 

هر روز شاهد آن هستیم که گروههایی از داخل و خارج کشور حمایت خود را از دیانت بهائی و تنفر خود رااز ظلم و ستم رژیم ایران اعلام می کنند . این امر البته خود نشان گر بیداری ای عمومی است که جهان را فرا گرفته ، و نا شکیبایی جهان را نسبت به ظلم و اهالی آن نشان می دهد . البته این بیداری برای اهل بها بسیار سرور انگیز است ، چرا که مولایمان نوید این بیداری و حتی چیزی فراتر از آن که حتی تصورش نیز مشکل است را به ما داده اند .

اما نکته ای ظریف در اینجا وجود دارد و آن اینکه دیانت بهائی یک حزب یا دسته سیاسی نمی باشد که بدنبال دوست یابی در بین احزاب مختلفه بوده و گسترش و پیشرفت خود را مدیون و مرهون این دوستی های سیاسی بداند . آنچه که دیانت بهائی را تا بحال حفظ کرده و دوام و قوام آن را نیز تضمین کرده است همانا روح معنوی و انرژی حاصل از ظهور بهاالله ، این یگانه موعود جمیع کتب آسمانی است . در بین احزاب سیاسی ، هم پیمان شدن چند حزب با هم برای پیروزی در انتخابات و یا رسیدن به هدفی خاص ، ولو اینکه با هم اختلافاتی هم داشته باشند امری طبیعی است . اما دیانت بهائی نمی خواهد بر سر رسیدن به مقام و قدرت دست به اعتلاف بزند .

مسئله اعلام حمایت همجنس بازان از دیانت بهائی که سبب ایجاد موج جدید از تهمت ها شده نیز نکته ای است که باید در مورد آن بسیار دقیق بود . از آنجایی که دیانت بهائی ، مانند تمام ادیان دیگر ، همجنس بازی را طرد می کند ، لذا همجنس بازان در مدینت الهی و نقشه آن که توسط مولایمان ، بهاالله ، ترسیم شده است جایی ندارند . نمی خواهم وارد بحث علل و انگیزه های همجنس بازی شوم ، علت هرچه که باشد همجنس بازی در تضاد با بهائیت بطور خاص و البته مذهب بطور عام قرار دارد .

لذا بهائیان نیازی به اعلام حمایت این گروه قلیل نداشته و ندارند . البته از آنجایی که ما در جامعه ای آزاد زندگی می کنیم و دیانت بهائی نیز از این آزادی عقیده و بیان پشتیبانی میکند ، لذا نمی توان آنان را برای این اعلام حمایت مورد محاکمه قرار داد . اما باید دید این حمایت بیشتر بنفع کدام یک از طرفین است ؟ دیانت بهائی بسیار بزرگ تر از آن است که با عدم حمایت عده ای کوچک که در هیچکدام از معادلات اجتماعی – سیاسی و حتی بشری جهان به حساب هم نمی آیند ، خدشه ای به آن وارد آید .

اما همجنس بازان ، که در بیشتر کشورهای دنیا چه از لحاظ قانونی چه از لحاظ عرفی دارای  محدودیتهایی هستند و آزادی های بسیار کمی دارند ، سعی می کنند با نزدیک کردن خود به دیانت بهائی و برای خود وجه اعتباری کسب کنند و نام خود را بر سر زبانها اندازند . اصولا اعلام حمایت همجنس بازان از یک دین بیشتر به یک شوخی شبیه است تا حمایتی از سر تعقل.

البته شنیدن این خبر شاید عده ای ساده اندیش پر کینه را خوشحال کند و برای آنان و بنگاههای لجن چراکنی یشان مدتی خوراک تبلیغاتی بسازد ، اما هر انسان معقولی خواهد فهمید که این اعلام حمایت بیشتر به نفع همجنس بازانی است که می کوشند در این وانفسای دنیا برای خود رنگ و لعابی دست و پا کنند و نام خود را بر سر زبان ها بیاندازند والا دیانت بهائی و اهداف عالیه اش کجا و همجنس بازی کجا .  

در این مدت بارها شاهد بوده ایم بسیاری از فعالان سیاسی که در ظاهر تعلق خاطر خاصی هم به مذهب ندارند ، در حمایت از مظلومیت بهائیان خود را بهائی نامیده اند تا هم قوت قلبی به بهائیان بدهند و هم رژیم ایران را از عواقب ظلم و ستمی که در پیش گرفته است مطلع سازند . اما آیا کسی در جهان حاظر است در حمایت از همجنس بازی خود را ولو اینکه همجنس باز نباشد ، همجنس باز بنامد ؟ به بیان دیگر آیا همجنس بازان خواهند توانست نام بهائی برخود نهند ؟ بهائی ای که بنابه تعریف حضرت عبدالبها ، جمیع کمالات انسانی است و حال آنکه همجنس بازی را نمیتوان یک حزب ، یک جهان بینی و حتی یک مکتب نامید . همجنس بازی را فقط می توان انحرافی اخلاقی و انحطاطی جنسی نامید و بس ؛ که دینداران بطور کل و بهائیان بطور خاص همیشه از آنان دوری جسته اند .

+ نوشته شده در  87/07/19ساعت 0:18  توسط FREEDOM  | 

معلم منطقی که منطق نداشت ( داستان واقعی )

باز هم مدرسه باز و سال تحصیلی آغاز شد . امثال یه جورایی دلهراه داشتم هم بخاطر اینکه سال آخر بودم و باید حسابی تلاش می کردم که با نمرات خوب قبول بشم و هم بخاطر مسئله دیانتم . من بهائی هستم . در روزهای قبل از بازگشایی مدارس خیلی خبرها شده بود و تحریکاتی که خبر از اقداماتی جدید علیه بهائیان می داد . اما مهمتر اینکه یکی از دوستانم را بعلت بهائی بودن درست در همین دبیرستان خودم ثبت نام نکردند . شکایت به آموزش و پرورش هم جواب نداد. بگذریم از نتایج کنکور سراسری که دیگه شده مثل یک فیلم تکراری که هر سال تکرار میشه .

 

امروز منطق داشتیم . دبیر منطق معلم دینی و فلسفه هم هست . معلم شروع کرد ، موضوع درس سوفسطائیان بود و اینکه آنها با بحث و جدل هایشان خلق را منحرف میکردند که معلم ناگهان گفت : ... درست مثل بهائی ها !!! من یک لحظه گیج شده بودم مثل این بود که یکی بی حواس از پشت هلت بده تو یه حوض آب خنک . گیج بودم ، آخر چه ربطی بین اینها بود ؟؟ همه جور تهمت را شنیده بودیم الا این یکی . هنوز از شُک این مسئله بیرون نیامده بودم که دیدم یکی از بچه ها دستش را بلند کرده

 

معلم : چیه ؟

 

شاگرد : ببخشید خانم ، ولی اینها که شما میگید صحیح نیستند !!!...

 

معلم حرفش را قطع کرد و گفت بشین و دوباره ادامه داد : اینها با سوالات بسیار سراغ شما می آیند و مدام شما را سوال پیچ می کنند تا شما رااز اعتقاداتتان دور کنند . باز یکی دیگر از بچه ها دستش را بلند کرد، خانم اجازه ؟

 

- بفرمائید ؟

 

- ببخشید خانم ، اما اینها که شما می گویید اصلا صحیح نیست . ما یک دوست بهائی داریم که اصلا اینجوری نیست . خیلی هم آدم خوبیست و همه او را دوست داریم و ...

 

- بشین !

 

معلم بی توجه به اعتراضات دانش آموزان مدام صحبت می کرد . مانده بودم چه کنم ؟ من هم دستم را بلند کنم و بعنوان یک بهائی اعتراض کرده و از خودم و اعتقاداتم دفاع کنم ؟ درهمین افکار بودم که بغل دستی ام سقلمه ای نثارم کرد و رشته افکارم را گسست : آفاق تو نمی خوای از خودت دفاع کنی ؟

 

- چرا می خوام اما بزار تا آخر حرفاشو بزنه تا منم کامل جوابشو بدم

 

- ببین اگر همین الان بلند نشی و جواب اینو ندی من بلند میشم

 

- تو مسئول کارهای خودت هستی عزیزم میل خودته اما من میزارم حرفاش تمام بشه

 

- باشه پس من بلند میشم . بعد رو کرد به نفر بقل دستی و گفت : مریم ، تو میگی یا من بگم ؟

 

- نه خودت بگو .

 

- باشه

 

مونا بلند شد ، اجازه هم نخواست ، حرف معلم را قطع کرد و گفت : خانم چرا این حرفها را میزنید ؟ ما در این کلاس یک دوست بهائی داریم که بسیار هم اورا دوست داریم و او هیچ کدام از این چیزهایی که شما گفتید نیست ، چرا سعی میکنید با توهین هایتان به دوستی ما لطمه وارد کنید ؟

 

معلم اندکی ساکت شد . شاید جا خورده بود . بعد از چند ثانیه و در حالی که این بار لحنش نیز ملایم تر شده بود ادامه داد : من به کسی توهین نکردم . آن بهائی نیز برای من محترم است زیرا او نیز انسان است و قابل احترام . بعد در حالی که سعی میکرد بحث را عوض کند گفت : خب بچه ها برگردیم به موضوع اصلی ، مثل اینکه خودش هم فهمیده بود که خیلی از موضوع منحرف شده ، و ادامه داد انشاالله در درس دینی بطور مفصل در این باره صحبت می کنیم .

 

زنگ تفریح شد ، بچه ها همه پیش من آمدند و همه از اظهار نظرهای غیر عقلانی معلم شاکی بودند ، یکی از بچه گفت : آفاق یک وقت نگی بهائی هستی ها ، اگر بگی اخراجت میکنن . خندیدم و گفتم عزیزم ، اینها میدونن من بهائی هستم و این بحث ها را تعمدا راه می اندازند . من هم اگر واقعا مجبور بشوم باید جواب بدهم ...

 

در راه خانه خوشحال بودم که هم نسلانم روشن تر شده اند ، خوشحال بودم که مولایم مرا تنها نگذاشت و به وعده خویش در قبال بسیج جنود غیبیه وفا کرد و مرا تنها نگذاشت . در این فکر بودم که آیا در کلاس دینی به من هم اجازه خواهند داد که از دین و آئینم دفاع کنم و حقایق آنرا بیان کنم ؟؟؟ اما مطمئن بودم که هر چه که بشود او با من است ...

+ نوشته شده در  87/07/16ساعت 21:54  توسط FREEDOM  | 

قربان برم خدا را یک بام و دو هوا را ...

به خبر زیر که خبرگزاری ایسنا نقل کرده توجه کنید :

دكترمحمود احمدي‌نژاد همچنين در ديدار نمايندگان اقليت هاي مذهبي در مجلس شوراي اسلامي با تاکيد بر اين‌كه " اقليت‌هاي مذهبي عضو جدايي‌ناپذير خانواده بزرگ ايران هستند" گفت: سخنان تفرقه‌آميز دشمنان تاثيري در روابط و رفتار متقابل اين خانواده بزرگ ندارد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) رييس‌جمهور تاکيد کرد: ايران يک خانواده و يک ملت بزرگ است و اقليت هاي مذهبي ايران از همه حقوق قانوني در کشور برخوردار هستند.

وي اضافه كرد: همه ما ايراني هستيم و با هم روابط انساني داريم و اقليت‌هاي ديني در همه ادوار پابه‌پاي ملت ايران مبارزه کرده و حتي در راه انقلاب اسلامي، شهيد داده‌اند.

به گزارش سايت اطلاع رساني رياست جمهوري، دكتراحمدي‌نژاد گفت: ما يک خانواده و يک ملت بزرگ هستيم و بازي‌هاي تفرقه‌آميز دشمنان تاثيري در رفتار متقابل ملت ايران با يکديگر ندارد.


حالا اینو مقایسه کنید با خبر دیروز که مربوط به تخریب قبرستان بهائی در اصفهان بود . باید از آقای احمدی نژاد و ریاست قوه قضائیه پرسید آیا به دنبال مجارات عاملان این عمل هستید ؟ و آیا اصولا بهائیان را نیز جز شهروندان این خاک و جز اقلیت ها حساب میکنید ؟ اگر میکنید دلیل این همه اعمال ظلم بر آنان چیست ؟

براستی کدام را باور کنیم : دم خروس یا حضرت عباس!!!



+ نوشته شده در  87/07/12ساعت 20:29  توسط FREEDOM  | 

حتی به قبرستان هم رحم نمی کنند

حتی به درختان نیز رحم نکردند . عكسهاي ضميمه ، مربوط به قطع درختان گلستان جاويد اصفهان است كه در بامداد شنبه 6 مهر 1387 هنگامي كه مسئول گلستان جاويد ساعت 4 صبح به آنجا رفتند با درختان قطع شده مواجه گردیدند. گلستان جاويد اصفهان در جاده نايين يزد قرار دارد . حتي درختاني كه در نزديكي رفتگان و متصاعدين بهايي باشند نيز در اين سرزمين مورد جور و عدوان اهل ظلم و طغيان قرار ميگيرند و حق زيستن در اين سرزمين از آنها نيز سلب شده است . جرم اين درختان چه بود؟

 



+ نوشته شده در  87/07/11ساعت 16:42  توسط FREEDOM  | 

نوع جدید بهائی ستیزی

درهر جامعه با گسترش نیازها مردم و پیشرفتها ، مسائلی همیشه در کانون توجه مردم قرار می گیرند . این مسائل از نوع خاصی از پوشش تا نوع خاصی از عقیده را میتواند در برگیرد . یک زمانی در ایران ، طرفداری از چه گوارا و انقلاب های کمونیستی خیلی پرطرفدار بود و به نوعی کانون توجه بود . البته هر چیزی که در این کانون قرار می گیرد ، عده ای هم مخالف دارد ، که شهرت مخالف ها کمتر از خود موافق ها نیست و البته خیلی ها بخاطر همین شهرت است که دست به مخالفت میزنند .

این روزها در بیشتر اخبار صحبت از دیانت بهائی و بهائیان است . در خبر گزاری های خارجی خبرهای مربوط به سمینارها و فعالیتهای جامعه بهائی و موفقیتهایشان انعکاس می یابد . اما در رسانه های داخلی و ملی !!! خبرهای پخش می شود که هر عقل سلیمی به آن شک میکند .

البته این امری طبیعی است که هر چه امری بزرگ تر و وسیع تر شود مخالفانش هم زیاد تر می شوند . تاریخ هنوز مخالفتهای طائفه قریش رااز یاد نبرده . تاریخ ، مصائب مسیح را نیز از یاد نمی برد . حال آنکه میبینم از کسانی که مسیح را شکنجه دادند نه نامی مانده و نه اثری اما از مسیح مصلوب ، هم نام مانده و هم اثر . این است سرنوشت مردان حق .

این روزها بهائی ستیزان ایرانی ، در لباس روشنفکران به میدان آمده اند . البته این جماعت حرف تازه ای برای گفتن ندارند ، جز همان حرفهای سابق و شبهاتی که بالغ بر 165 سال است بهائیان جواب میدهند و آنان انکار میکنند . جالب اینکه ایراداتی نظر ختم نبوت و اعتقاد به اینکه محمد آخرین فرستاده بود توسط شخص بهاالله ( پیامبر دیانت بهائی) در موارد مختلف و مخصوصا در کتاب ایقان پاسخ داده شده .

کتاب ایقان کتابی است که بهاالله آنرا برای دائی سید علی محمد باب شیرازی نگاشت و به جواب سوالات ایشان که خود از عالمان دین اسلام بودند پاسخ گفتند . سوالات دائی باب نیز همین سوالات به ظاهر روشنفکران امروز است ، در حالی که اینان ژست روشنفکری و دانشمندی می گیرند ایشان بواقع یک عالم دینی بود و احاطه کامل بر قران و احادیث داشتند اما یک تفاوت عمده وجود داشت که سبب شد آن عالم مسلمان ایمان بیاورد و این به ظاهر متجددان ترقی خواه که در زیر عَلم لااکراه فی دین سینه میزنند ، ایمان نیاورند این است که قلب آن عالم از بغض خالی بود و گوشش شنوا .

هنگامی که به این بهائی سیزان عزیز توصیه می شود که برای روشن شدن سوالاتشان به کتاب ایقان و یا کتابهای دیگر مراجعه کنند ، رندانه پاسخ میدهند که اتفاقا بعد از خواندن آن کتابها تصمیم به بهائی ستیزی گرفته اند !!! این نکته واقعا جای تفکر و تعمق دارد که بسیاری از عالمای شیعه با خواندن این کتابها ایمان آورده اند و اینان ادعایی برعکس آن را دارند !! باید پرسید که محل بدست آوردن این کتب ازکجا بوده است ؟؟؟ برای مثال در یکی از سایتها کتابی در باب بهائی ستیزی دیدم که جدیدا به لطف و کوشش یکی از بهائی ستیزان منتشر گردیده است . به منابع کتاب رجوع کردم ، با نهایت تاسف تمام منابع کتاب خود کتابها ، مقالات و رساله های ضد بهائی بودند !!!! بطور دقیق تر این نویسنده عزیز ، محل تحقیق خود را مطالب چاپ شده قبلی قرار داده و اسم آنرا نیز تحقیق بی غرض گذاشته !!! البته در کتاب ایشان حتما به آیاتی از کتب مقدسه بهائی هم برخورد میکنید اما این آیات نیز منابعشان همان ردیه ها هستند نه تحقیق خود نگارنده و پرس و جو از بهائیان و خواندن کتابهای آنان .

دیانت بهائی در طول تاریخ خود ، انواع و اقسام مخالفت ها ، غرض ورزی ها و تهمت ها را دیده و شنیده است . اینبار نیز با روی گرداندن جامعه مسلمان ایران ، از طبقه روحانیون ، و جذب شدن آنان بسوی دیانت بهائی ، ملایان که دیگر حنایشان رنگی ندارد و مردم ایران بصورت پیش فرض تمام سخنان آنان را دروغ می پندارند ، با تیپی جدید وارد میدان مبارزه با بهائیان شده اند .

این طیف جدید با سخنان جدید و مردم پسند و نقد از یک سری ادارات و دستگاههای دولتی نظیر صدا و سیما ، قصد آن دارند تا در وهله اول برادری خود را به مردم ناراضی ایران ثابت کنند و اینگونه القا کنند که آنان نیز مانند تمام مردم ایران از مدیرت دولت و بعضی نهادها گلایه دارند . در مرحله بعد بر آنند تا با این شیوه چهره ای دموکراتیک از خود در نظر غیر مسلمانان جلوه دهند . این گروه با تاکید ویژه ای بر حق آزادی بیان ، و تاکیدشان بر لا اکراه فی دین خود را افرادی روشنفکر و منادی آزادی بیان نشان می دهند ، تا شائبه هرگونه بغض و کینه رااز خود دور سازند .

اما از آنجایی که ماه همیشه پشت ابر نمی ماند ، در لابلای صحبتهای این گروه براحتی میتوان عدم التزامشان را به آزادی فکر و عقیده پیدا کرد . هنگامی که این عزیزان مبنای صحبت از دیانت بهائی را برفرقه بودن آن می گذارند ، و دلیل خود را نیز به قاطعیت عدم وجود وحی در دیانت بهائی اعلام میکنند ، دیگر نمیتوان انتظار صحبت با محققی بی تعصب را داشت.

بهائیان اعتقاد دارند که رگ جهان در دست پزشک داناست ، حال اگر عده ای این پزشک را محمد ، موسی ، بودا یا مسیح میدانند چه باک ؟؟ بهائیت از آنان نمیخواهد دین خود را رها کرده و بهائی شوند بهائیت راهی روشن را بسوی خدواند بزرگ نشان میدهد و البته این حق انتخاب هم همیشه از سوی خدا به انسان اعطا شده که در پذیرش دینش آزاد باشد .

شاد باشید و مسرور

به امید صلح


+ نوشته شده در  87/07/10ساعت 18:1  توسط FREEDOM  | 

اتّحاد ادیان در دعا برای زندانیان بهائی ایران

در حمایت از هفت تن از مدیران جامعهء بهائی که در ایران در زندان به سر می‌برند، در ادینبورو، دعای تمام روز برگزار گردید.

شش تن عضو شورای بین‌الادیان اسکاتلند از آیین‌های سیک، بهائی، هندو، بودایی، و نیز کلیسای اسکاتلند و سپاه رستگاری ، در این جلسه که در حظیرةالقدس بهائیان واقع در خیابان آلبانی ادینبورو برگزار شد، شرکت جستند. دکتر فینلی مک‌دانلد، رئیس سابق مجمع عمومی کلیسای اسکاتلند، نیز به این مراسم اِحیا پیوست. پیام‌های دیگری در حمایت از این جلسه از کاردینال کیت اوبراین، رئیس کلیسای اسکاتلند و هاخام نانسی موریس، اوّلین هاخام زن در اسکاتلند دریافت گردید.
خبر بسیار خوبی و جالبی بود . نه اینکه چون برای بهائیان دعا کردند ، بلکه شاهد دوستی و اتحاد بین ادیان و نوع بشر هستیم . آیا وحدت عالم انسانی جز این است ؟
+ نوشته شده در  87/07/09ساعت 0:20  توسط FREEDOM  | 

طومار نفاق و دشمنی

خبر طومار را که حتما شنیده اید . طوماری که اول در تهران و هفته گذشته هم در قم علیه دیانت بهائی توسط مردم همیشه در صحنه و خود جوش ایران اسلامی امضا شد . این خبر را شهاب نیوز ، ایرانا و کیهان برای اولین بار منتشر کردند و به دنبال آنها شیعه نیوز و خبرگزاری های دیگر نیز خبر را منتشر نمودند .

 

این حرکت عنوان خودجوش مردمی را یدک می کشد . اما اگر شما هم اهل مطالعه باشید و خبرها را دنبال کنید متوجه می شوید که نه تنها این حرکت مردمی نیست بلکه توسط رژیم ترتیب داده شده و اداره می شود . این حرف را نه به این خاطر می گویم که بهائی هستم اگر شما خبرهای مربوط به پخش سی دی ای که با پول بیت المال علیه دیانت بهائی تهیه شد ، را شنیده باشید متوجه می شوید که این هم از همان نوع تحریکات است و در واقع اینها سلسله ای از شیطنتهای جدید نظام علیه جماعتی مظلوم است .

 

جماعتی که در وطن خودشان از حقوق اولیه زندگی آزاد ، تحصیلات دانشگاهی ، آزادی بیان ، اجرای آزادنه مراسم مذهبی ، طبع و نشر آثار و .... محرومند و البته در تمام این مدت خاضع و خشع بوده اند و اگر هم اعتراضی داشته اند ، ابتدا آنرا از طریق مجاری قانونی داخلی و در صورت عدم رسیدگی با مجامع حقوقی بین المللی در میان نهاده اند .

دولت که خود بسیار درگیر مسائل هسته ای  می باشد ، و البته جواب قاطع برای چراهای مردم نیز ندارد ، از طرفی تکلیف هفت مدیر جامعه بهائی که در بازداشت هستند هنوز روشن نشده و دولت نمی خواهد با صدور حکم برای هفت مدیر بازداشت شده بهائی مشکلی را بر کوه مشکلاتش با جامعه جهانی اضافه کند و ضمنا مایل به آزادی آنان هرچند بیگناه نمی باشد ، زیرا آزادی آنان را شکستی بسیار سنگین برای خود در انظار مردم ایران و جامعه جهانی می داند ، ازاین رو ، برای آنکه مبارزه و اذیت و آزار بهائیان را مسئله ای مردمی جلوه دهد و از طرفی به خواسته خود که ریشه کنی دیانت بهائی ( البته به خیال خودشان ) است برسد ، این نقشه را طرح و اجرا کرده است .   

اما باید پرسید ، اولا گیریم که این طومار امضا شد ، آیا دولت نمی خواهد در صورت اعمال خشونت علیه بهائیان کاری صورت بدهد ؟؟ آیا دولت خود را مسئول امنیت جانی این عده از شهروندان خود نمی داند ؟ اگر نمی داند ، آیا این با اصل باورهای اسلامی و آموزه های اسلام در تعارض نمی باشد ؟

 

خواهش دیگر اینکه مسئولین حتما آمار این امضاها را منتشر کنند ، البته آمار صحیح و نه کذبیات را تا همگان بفهمند در تهران چند میلیونی بیش از چند صدنفر این طومار را امضا نکرده اند و البته در قم و احیانا شهرهای دیگر.


+ نوشته شده در  87/07/08ساعت 15:31  توسط FREEDOM  | 

چه خبر خوبی

یه مدتی بود که نمی دونم وبلاگم چش شده بود . صفحه اش باز نمی شد . منم که عشق نوشتن ، رفتم و یه وبلاگ دیگه زدم تو بلاگ اسپات اما از اونجا خیلی خوشم نمی آمد ، آپ کردن و نظر دادنش خیلی سخت بود و برای همین خیلی هم بازدید کننده نداشتم اما اینجا یه چیز دیگست ، اینجا را خیلی دوست دارم و از این بع بعد مرتب در خدمتتون هستم .
+ نوشته شده در  87/07/07ساعت 16:2  توسط FREEDOM  |