تبليغاتX
آزادی بيان

آزادی بيان

آزادي متعلق به يک نفر نيست ، مال همه است

چرخش 180 درجه‌ای

طرفه معجونی است آدمی که از جمیع مظاهر طبیعت بهره گرفته و هر زمان که ایجاب نماید یکی از آنها را برمی‌گزیند و آنچنان که با اهدافش هم‌خوانی داشته باشد مورد استفاده قرار می‌دهد. اگر زمانی بخواهد در ذمّ چیزی سخن بگوید، آنچنان از آن بدگویی می‌کند که هر شنونده‌ای تصوّر می‌کند دیگر از آن بدتر چیزی در دنیا آفریده نشده و بعد از مدّتی همان را چنان مورد مدح و ستایش قرار می‌دهد که شنونده بر این باور استوار خواهد شد که از آن چیز بهتر در دنیا اصلاً وجود ندارد. امّا این قدح و ذمّ از طرفی و مدح و ستایش از طرف دیگر حتماً باید با اهداف انطباق داشته باشد والاّ ثمری بر آن مترتّب نخواهد بود.

امر بهائی و جامعهء منتسب به آن نیز از این مورد مدح و قدح قرار گرفتن مصون نمانده است. امّا در هر دو حالت در واقع مدحی از آن صورت نمی‌گیرد بلکه همیشه مورد ذمّ واقع شده و همواره نفوسی که نام محقّق را بر خود می‌گذارند آنچنان سعی دارند آن را منکوب و مقدوح سازند که گویی دیگر از این جامعه بدتر در کرهء خاک که چه عرض کنم، در تمامی عالم وجود و کلّ خلقت خداوند از ازل وجود نداشته و تا ابد هم وجود نخواهد داشت.

البتّه گاهی این قدح و مدح دارای همپوشی هستند. یعنی در حالی که هنوز عدّه‌ای از مخالفان مشغول قدح هستند، عدّه‌ای به سوی مدح سوق پیدا می‌کنند و از راه دیگری وارد می‌شوند و آن تمجید از آرمانها و ردّ گروه و دیانتی است که آنها را مطرح کرده است. از آنجا که تمجید از آرمانها فی نفسه به تحسین از خود آن دیانت مربوط خواهد شد، لابدّ باید این رابطه را قطع کرد و آن آرمانها را به جای دیگر و امر دیگر و گروه دیگر یا دیانت دیگر نسبت داد.

حال، محقّقی به نام آقای احمدی در این میدان قدم نهاده است. عنوان مطلبی که به اسم ایشان در http://www.ido.ir/n.aspx?n=13871025151 درج شده این است که: "بیشتر کلّیاتی که بهائیت به عنوان شعار مطرح می‌کند، از ادیان دیگر گرفته شده است." ابتدا آقای احمدی مشخّص بفرمایند که اینها شعار است یا مطالبی است که برای آنها راه حلّ هم مطرح شده است. اگر صرفاً شعار است که لابدّ تا به حال ادیان دیگر هم شعار می‌داده‌اند و عمل نمی‌کرده‌اند و این نتیجه‌گیری تحقیقات ایشان بسیار چشمگیر است و لابدّ بسیار هم زحمت کشیده‌اند تا به این نتیجه رسیده‌اند که ادیان دیگر تا به حال فقط شعار داده‌اند و هیچ تأثیری بر تکامل و ترقّی عالم انسانی نداشته‌اند. البتّه پیروان ادیان بزرگ عالم باید جواب ایشان را بدهند.

امّا دیانت بهائی شعار نمی‌دهد و آنچه را که بیان کرده برای آن راه حلّ هم گذاشته و طریقهء اجرایی هم تعیین کرده است. نگاهی به تعالیمی که ارائه نموده و طرقی که بیان کرده دالّ بر صحّت این مدّعا است. امّا آنچه را که این محقّق محترم عنوان کرده و آرمان‎های بهائی را به ادیان دیگر مربوط دانسته‌اند متأسّفانه ابداً صحّت ندارد. بنده با تمام احترامی که برای اسلام قائل هستم، چون ایشان مسلمان هستند مجبورم بین آنچه که ایشان شعار بهائیان نامیده‌اند و تعالیم اسلام، که بنا به اعتقاد من علیرغم منشأ الهی آنها مربوط به دور اسلام است و اینک دیگر کاربرد ندارد، مقایسه‌ای انجام دهم تا این ادّعا ثابت شود.

- لسان عمومی – امر بهائی معتقد است یکی از موانع وحدت عالم انسانی تفاوت بین زبانها است و برای این کار نیز راه حلّی ارائه داده است. امّا در اسلام تأکید بر "عربیّ مبین" است (سورهء 46، آیهء 12 / سورهء 43، آیهء 3 / سورهء 42 آیهء 7 و بسیاری از موارد دیگر).

- تساوی حقوق رجال و نساء – امر بهائی معتقد است که زنان باید از همان فرصت‌ها و حقوقی که مردان از آن برخوردارند، بهره‌مند گردند و مردان هیچ برتری بر زنان ندارند. حضرت عبدالبهاء می‎فرمایند، "اعلمی یا أمةالله انّ النّساء عند البهآء حکمهنّ حکم الرّجال فالکلّ خلق الله خلقهم علی صورته و مثاله ای مظاهر أسمائه و صفاته فلا فرق بینهم و بینهنّ من حیث الرّوحانیّات؛ الأقرب فهو الأقرب سواءً کان رجالاً أو نساءً" (منتخباتی از مکاتیب، ج1، ص77). حضرت ولی امرالله می‌فرمایند این که خداوند فرموده انسان را بر صورت و مثال خود خلق کرده (تورات)، مربوط به مردان و زنان هر دو است (انوار هدایت، شمارهء 2077). عدم تساوی حقوق زنان و مردان در امر اسلام در بسیاری از موارد مشهود است از جمله آیهء 223 سورهء بقره که می‎فرماید، "نساؤکم حرث لکم فأتوا حَرْثَکُم أنّی شِئْتُم" (زنان شما کشتزارند برای شما پس وارد شوید بر کشتزارتان از هر جا که بخواهید). یا "الرّجال قوّامون علی النّساء بما فضّل الله بعضهم علی بعض و بما أنفقوا مِن اموالهم" (نساء، 39 / مردان فرمان‌روایند بر زنان به آنچه افزونی داده خدا بعضی ایشان را بر بعضی و به آنچه انفاق کردند از اموالشان). یا "و اللّاتی تخافون نشوزهنّ فعِظوهُنّ و اهجروهنّ فی المضاجع و اضربوهنّ" (نساء، آیهء 34 / و اگر می‌ترسید از نافرمانی زنان، پس پند دهید آنها را و دوری کنید از آنها در بستر و بزنید آنها را).

- معاشرت با پیروان جمیع ادیان – در امر بهائی معاشرت با پیروان جمیع ادیان نه تنها مجاز بلکه امر است. "عاشروا مع الأدیان کلّها بالرّوح و الرّیحان" دالّ بر آن است. امّا در اسلام به حکم "لاتتّخذوا الیهود و النّصاری اولیاء" (مائده، آیهء 51) و نیز "انّما المؤمنون اخوة" (حجرات، آیهء 10) معاشرت با غیرمسلمانان ممنوع است و آنها جزو برادران محسوب نمی‎شوند.

- تبلیغ با استفاده از دلیل و برهان و قوّت بیان – در امر بهائی تبلیغ جز با بیان عملی نیست. اگر منویات دیانت بهائی ارائه گردید و طرف مقابل نخواست بپذیرد، بهائی حقّ تعرّض ندارد. بیان "آنچه دارید بنمایید؛ اگر مقبول افتاد مقصود حاصل والاّ تعرّض باطل" گواهی است بر این مدّعا؛ امّا آیهء "قاتلوا المشرکین کافّة" (توبه، آیهء 36) عکس این مطلب است. اگر گفته شود که این قتل مشرکین در مقابل قتل مسلمین توسّط مشرکین است، باید عرض نمایم که همین نیز در امر بهائی ممنوع است. حضرت بهاءالله می‌فرمایند، "قسم به آفتاب فجر توحید که اگر احبّای الهی کشته شوند نزد این عبد محبوب‌تر از آن است که به نفسی تعرّض نمایند" (امر و خلق، ج3، ص193)؛ و در بیان دیگر آمده است، "قسم به جمالم که اگر احبّایم کشته شوند بهتر است از سفک دم نفسی" (نقل در جلد سوم توقیعات مبارکه، ص25).

اگر بخواهیم موارد دیگر را هم برشماریم که نشان دهد احکام و تعالیم اسلام در این دوران قابل اجرا نیست (که چندی قبل نیز جناب رفسنجانی به آن اشارتی صریح داشتند)، از حوصلهء این مقال خارج خواهد شد.

جناب احمدی محقّق در کلام دیگری ابراز تردید نموده‌اند که تعداد پیروان امر بهائی همان 5 میلیون نفری باشد که بهائیان اعلام می‌کنند. تعداد ابداً اهمّیت ندارد. مگر ادّعای شما که تعداد مسلمانان جهان یک میلیارد و اندی است چه ارزشی دارد؟ چه کسی آن را مورد تردید قرار داده و به شما برچسب دروغگویی زده است؟ امّا، آماری که مؤسّسات رسمی آمارگیری جهان اعلام می‌کنند تعداد بهائیان را هفت میلیون نفر تعیین کرده است. شما اگر می‌خواهید مخالفتی بکنید می‌توانید نظرتان را به این مؤسّسات اعلام کنید. بهائیان فخری به تعداد ندارند، بلکه هدفشان "اصلاح عالم" است و بس. 

به یک نکتهء واقعی هم اشاره کرده‌اند که بعید است ناشی از تحقیقات ایشان باشد و آن این که جامعهء جهانی بهائی از لحاظ گستردگی جغرافیایی بعد از مسیحیت در جایگاه دوم قرار گرفته است. دلیلش را هم درست بیان کرده‌اند و آن این که بهائیان در یک جا متمرکز نمی‌شوند و همین نکته مؤیّد ادّعای بهائیان است که قصد دارند در کمال مسالمت در همه جا آرمانهای خود را بیان کنند و دیگران را از آن مطّلع نمایند. تمرکز در یک نقطه و تلاش برای افزایش تعداد پیروان می‌تواند منشأ قدرت گرفتن باشد؛ امّا پراکنده شدن در نقاط دیگر، فی نفسه مانع از قدرت گرفتن است و نشان می‌دهد که هدف بیان طرق اصلاح عالم و پیشرفت امم است.

در مورد تغییرات در کتابهای بهائیان؛ این ادّعا نشان می‌دهد که ابداً به مطالعهء کتب بهائی نمی‌پردازند. کتاب‌هایی که حاوی آثار حضرت بهاءالله، حضرت عبدالبهاء و حضرت ولیّ امرالله است، در طبع‌های قدیم و جدید موجود است و همه می‌توانند به مقایسهء آنها بنشینند و هیچ تفاوتی در میان آنها وجود ندارد. البتّه کتب جدیدی از قلم نویسندگان بهائی تألیف شده که می‌تواند حاوی مطالب جدیدی باشد که نظرات آنها را با توجّه به مطالعاتشان منعکس می‌سازد و ابداً دالّ بر تغییر در آثار طلعات مقدّسهء این آیین نیست.

در مورد اطاعت محض از بیت‌العدل و معصومیت اعضاء آن مرقوم داشته‌اند که کذب محض است. بله، بهائیان از بیت‌العدل جهت حفظ وحدت جامعه اطاعت می‌کنند، امّا اعضاء آن را فرداً فرد معصوم نمی‌دانند. بلکه، طبق کتاب اقدس و الواح وصایای حضرت عبدالبهاء، وقتی این اعضاء طبق شرایط مقرّر انتخاب شوند و طبق شرایط معلوم اجتماع نمایند و به اتّخاذ تصمیم بپردازند، تصمیمی که از آن جمع بیرون می‌آید واجب‌الاطاعه است و ناشی از اعتقاد به عصمت آن جمع. به این ترتیب ماهیت بیت‌العدل متفاوت از ماهیت تک تک اعضاء آن است. این اطاعت و توجّه تامّ به مرکز واحد هیچ منافاتی با وحدت جامعه ندارد بلکه مؤیّد آن است. از آن گذشته، هر نفسی مجاز به نوشتن نامه به بیت‌العدل و بیان منویات خود و سؤال از آن جمع است که جواب آن نیز داده خواهد شد بی آن که کسی در مظان مخالفت و ارتداد قرار گیرد. اگر کسی شروع به تفرقه‌افکنی نماید و قصد نماید توجّه عموم را از بیت‌العدل منحرف کرده در وحدت جمع اهل بهاء خلل ایجاد نماید، از عضویت جامعه محروم خواهد شد. امّا مانند جامعهء اسلامی نیست که اگر کسی شروع به مخالفت کند و قصد خروج از ظلّ اسلام را داشته باشد مهدور الدّم و محکوم به مرگ باشد.

فرموده‌اند که بهائیان تعصّب مسلمانان و مسیحیان نسبت به امر بهائی را مانع وحدت دانسته وحدت را فقط در ظلّ امر بهائی می‌دانند. این بیان ناشی از عدم اطّلاع ایشان است. زیرا یکی از اصول امر بهائی "ترک تعصّبات دینی" است. بدیهی است اگر دین واحد وجود داشته باشد، دیگر تعصّب دینی معنایی ندارد. از آن گذشته، حضرت بهاءالله "عاشروا مع الادیان کلّها بالرّوح و الرّیحان" را بارها تکرار کرده‌اند که گویای احترام به جمیع ادیان است. امّا، در اسلام فقط مسلمانان مطرح هستند و "لاتتّخذوا الیهود و النّصاری اولیاء" گویای همان مسأله‌ای است که ایشان به امر بهائی نسبت می‎دهند و فقط در مورد اسلام صادق است.

اگر انصاف داشته باشیم مشاهده می‌کنیم که ایشان با دیدی تعصّب‌آمیز و فقط با این هدف که اذهان مخاطبین خود را نسبت به جامعهء بهائی مخدوش نمایند سخن گفته‌اند. در حالی که اگر اندکی انصاف به خرج می‌دادند و حقایق را بیان می‌کردند اینگونه عدم اطّلاع خود نسبت به امر بهائی و منویات و آرمان‌های آن را برملا نمی‌ساختند.

نکتهء آخر این که؛ اگر واقعاً این آرمان‌های بهائی متعلّق به سایر ادیان است، ما موافقیم که شما و دیگران آنها را اجرا کنید و ما هم به شما کمک خواهیم کرد تا آنها را پیاده نمایید. زیرا حضرت بهاءالله صریحاً فرموده‌اند، "جمیع از برای اصلاح عالم خلق شده‌اند" (منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله، ص140) و ابداً ذکری نفرموده‌اند که جمیع از برای بهائی کردن دیگران خلق شده‌اند. حال این شما و آن تعالیم شما؛ این گوی و این میدان؛ شما اجرا کنید ما هم اجرا می‌کنیم. انشاءالله عالم مبتلا به انواع مشکلات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و غیره اصلاح گردد و طریق صحیح به سوی حق بپیماید و از این همه آلام و اوجاع رهایی یابد. امّا در نظر داشته باشید که حضرت بهاءالله می‌فرمایند، "رگ جهان در دست پزشک دانا است؛ درد را می‌بیند و به دانایی درمان می‎کند. هر روز را رازی است و هر سر را آوازی. درد امروز را درمانی و فردا را درمان دیگر. امروز را نگران باشید و سخن از امروز رانید. دیده می‎شود گیتی را دردهای بی‎کران فرا گرفته و او را بر بستر ناکامی انداخته. مردمانی که از بادهء خودبینی سرمست شده‎اند پزشک دانا را از او باز داشته‌اند. این است که خود و همهء مردمان را گرفتار نموده‌اند. نه درد می‎دانند و نه درمان می‎شناسند. راست را کژ انگاشته‌اند و دوست را دشمن شمرده‌اند" (دریای دانش، صص4-3).

منبع : گفتمان ايران

+ نوشته شده در  87/10/28ساعت 0:26  توسط FREEDOM  | 

بازداشت گسترده بهائیان در تهران

نیروهای امنیتی با مراحعه به منازل بهائیان در تهران تعدادی از اعضای این خانواده ها را بازداشت نمودند.

در ساعات آغازین روز چهار شنبه 25 دي ماه ، نیروهای امنیتی طی یک برنامه هماهنگ به منزل ده تن از خانواده های بهایی شهر تهران مراجعه نمودند و ضمن تفتیش منازل و ضبط کتب مذهبی ، عکسها و کامپیوترها، چندین فرد را نیز بازداشت و به زندان اوین منتقل نمودند.

ژینوس سبحانی ، شاهرخ تائف ، عزیزالله سمندری ، پیام آقسانی ، دیدار رئوف ، نیما حقار منجمله این بازداشت شدگان هستند.

یادآوری میگردد خانم سبحانی از همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر می باشند که بعوان منشی در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر نیز فعالیت مینمودند.  

از دلایل بازداشت این افراد هیچگونه اطلاعی در دست نمی باشد. اما احتمال میرود این بازداشتها در راستای افزایش فشار بر جامعه بهایی که در روزهای اخیر منجر به رویدادها و بازداشتهای مشابهی در شهرهای قائمشهر ، ساری و سمنان گردیده است صورت پذیرفته باشد.

منبع : سايت فعالان حقوق بشر در ايران

+ نوشته شده در  87/10/27ساعت 23:51  توسط FREEDOM  | 

ويژه نامه شهادت سيد الشهدا

سايت آئين بهائي ويژه نامه اي را به مناسبت اين ايام منتشر كرده . دوستان براي ديدن ويژه نامه از اينك زير استفاده كنند :

ويژه نامه ايام سوگواري امام حسين

+ نوشته شده در  87/10/14ساعت 21:38  توسط FREEDOM 

توضيح يك نكته مهم

دوست عزيزي بنام شاهرخ ، مطالبي را عنوان كرده اند كه بد نديدم در اينجا توضيحاتي را براي روشن شدن ذهن ايشان بدهم :

1- مطلب جام الست بعلت اينكه از زمان انتشار آن مدتي است كه مي گذرد و براي  روز خاصي نوشته شده بود و در پالت كنترل مديريت جزء آرشيو قرار دارد لذا ، براي رسيدگي به كامنتهاي آن و احيانا جواب دادن به آنها مجبور به باز كردن آرشيو و صرف وقت هستم كه واقعا بعلت مشغله زياد از اين كار معذورم براي همين  نظرخواهي آنرا برداشته ام. بديهي است كه ارسال نظر برروي پست هاي جديدتر كاملا آزاد و باز است.

2- با تمام احترامي كه براي  آزادي بيان و اصل احترام به عقايد قائل هستم ، نه بعنوان يك بهائي ، بلكه بعنوان يك انسان ، اما از پخش و درج هرگونه اظهار نظر توهين آميز معذروم . حال شما نام آنرا هرچه ميخواهيد بگذاريد.

3- بهائيان سالهاست كه با انواع و اقسام سانسورها در ايران در جنگند . تمام تريبونهاي دولتي در اختيار بهائي ستيزان است و آنان هر روز بر حملات خود مي افزايند . در اين بين بعنوان يك بهائي نه قصد مقابله به مثل دارم و نه متقاعد كردن كسي براي بهائي شدن بلكه فقط و فقط به اشاعه دين خود و تبليغ دين خود مي پردازم و بس .

4- بسياري از سوالاتي كه خيلي از دوستان مي پرسند و بر اين خيال باطل اند كه سوالي بسيار بكر و عالي را يافته اند كه ديگر بقول معروف مو لاي درزش نمي رود. سالها پيش توسط بهائيان و جامعه بهائي پاسخ داده شده است . بنابراين در اينجا به تكرار مكررات رو نمي آورم و سعي در نگاشتن مطالب جديد مطابق با نيازهاي روز را دارم دوستاني كه سوالهاي پيرامون خاتميت ، رابطه بهائيان با اسرائيل و ... را دارند مي توانند به ديگر سايتهاي بهائي كه مخصوص اين كار تهيه شده و بعضا در اين وبلاگ معرفي مي شوند مراجعه كنند .

با تشكر از تمام شما خوانندگان گرامي مخصوصا آقا شاهرخ

+ نوشته شده در  87/10/14ساعت 21:20  توسط FREEDOM  | 

مقاله نادر سعيدي

مقاله زير ، جوابيه اي است از جناب دكتر نادر سعيدي ، استاد جامعه شناسي دانشگاه كارلتون مينه سوتا . اين مقاله كه به رد برخي تهمت ها از جمله ارتباط بهائيان با اسرائيل يا ادعاي جاسوس بودن آنها مي پردازد بسيار شيوا و روان همراه با مستندات تاريخي در آن ميتواند منبع خوبي براي متحريان حقيقت باشد . به اميد استفاده شما عزيزان .

دريافت فايل مقاله بصورت PDF


+ نوشته شده در  87/10/12ساعت 22:39  توسط FREEDOM 

جوابیه کتاب بهائیگری کسروی

جوابیه کتاب بهائیگری کسروی

 

بیش از نیم قرن پیش آقای احمد کسروی تبریزی کتابی به نام «بهائیگری» منتشر ساخت که ظاهراً گذشت زمان هنوز چیزی از اهمیت آن نکاسته است. به همین دلیل جوابیه ای به جهت کتاب کسروی تهیه شده است که پاسخ تمام مسائلی را که کسروی به اصطلاح به عنوان ایرادات خود به دیانت بهائی وارد ساخته پاسخ گفته است. این کتاب نگاهی است بی‌طرفانه به آراء و اندیشه‌های احمد کسروی نویسنده و مورّخ مشهور و کتاب او «بهائیگری»، که در آن دین بهائی را مورد حمله و انتقاد قرار داده است.  دیانت بهائی که یکصد و شصت سال پیش از سرزمین ما برخاسته، در سال‌های اخیر بیش از همیشه مطرح بوده و آگاهی و داوری در مورد آن حق همهء ایرانیان  است. این کتاب جوابیه را می توانید در سایت زیر مشاهده نمائید. امید آنکه مورد استفاده محققان و افراد مختلف قرار گیرد . آدرس سايت :
http://www.kasravi-va-bahaigari.com

+ نوشته شده در  87/10/12ساعت 18:16  توسط FREEDOM 

همدردي

دوستان عزیز

مناجات ذیل  جهت همدردی به مناسبت واقعه غزّه تقدیم می شود.


این مناجات در سال های جنگ جهانی اول (1914-1918)از قلم حضرت عبدالبهاء عزّ صدور گردید

" هوالله

ای خداوند مهربان، به فریاد بیچارگان برس.ای پاک یزدان، بر این اطفال یتیم رحم فرما.ای خداوند بی نیاز، این سیل شدید را قطع کن.ای خالق جهانیان،این آتش افروخته را خاموش کن.ای دادرس،به فریاد یتیمان برس.ای داور حقیقی،مادران جگر خون را تسلی ده.ای رحمان رحیم،بر چشم گریان و دل سوزان پدران رحم نما.این طوفان را ساکت کن و این جنگ جهان گیر را به صلح و آشتی مبدل گردان.توئی بینا و شنوا. ع ع "

+ نوشته شده در  87/10/10ساعت 23:11  توسط FREEDOM 

سالروز ميلاد شمس حقيقت مبارك

شد محرم محرم اسرارها
از طلوع رب اعلي و بها
زين تولد عالمي ديگر رسيد
عالمي از جنس ناب عشق ها
پس مبارك باد بر تو اين طلوع يار خوب و نازنين و باوفا

اگر فروردین آغاز سال شمسی و شروع زندگی دوباره است، محرم نیزآغاز سال قمری و ماه ترک سیف و سِلاح و دورصلح وصلاح استچه اسرارآمیز است ولادت مبشر صلح عالم، حضرت باب، در اول محرم؛
و ولادت شارع و بنیانگزار یگانگی اُمَم، حضرت بهاءالله، در دوم محرم

لينك ويژه نامه سالروز ميلاد حضرت بهاالله و حضرت باب :

http://www.aeenebahai34.info/special/milad1387/


+ نوشته شده در  87/10/09ساعت 10:21  توسط FREEDOM 

دل سوخته ، وجدان بيدار

..اين طرز تفكر دقيقا نقطه ثقل معادلات بهائي ستيزان است ، كه سعي مي كنند با وانمود كردن اينكه بهائيان نسبت به مسلمانان كينه دارند و در صدد ضربه به اسلام هستند اعمال متوحشانه خود و هم مسلكانشان را توجيح كنند...

ديانت بهائي از آغاز پيدايش و ظهورش ، ديانتي بديع و منحصربفرد بوده و همواره اخبار فعاليتهاي اجتماعي و خدمات بهائيان به عالم انساني نقل محافل خبري بوده و هست ( البته محافل خبري اي كه از گزند سانسور و اختناق در امان باشند !) . در ايران ، خواستگاه ديانت بهائي ، وضع كمي متفاوت است . وجود رژيمي ديني – توتاليتر ، باعث سخت گيري هايي بر پيروان اين آئين شده است . داستان محروميت از تحصيل ، اشتغال و انواع و اقسام محروميت ها چيزي است كه بارها و بارها تكرار شده و بازگو كردن آن در اين مقال تكرار مكررات است .

هميشه اين تفكر وجود دارد كه ، اقليتي كه تحت ظلم و ستم زندگي مي كنند و ساليان سال با انواع و اقسام تبعيض ها مبارزه مي كنند ، قطعا نسبت به اكثريت كينه دارند و در صدد فرصتي براي انتقام هستند . اين طرز تفكر دقيقا نقطه ثقل معادلات بهائي ستيزان است ، كه سعي مي كنند با وانمود كردن اينكه بهائيان نسبت به مسلمانان كينه دارند و در صدد ضربه به اسلام هستند اعمال متوحشانه خود و هم مسلكانشان را توجيح كنند .

اين نكته ، قلب واقعيت و وارانه جلوه دادند نگرش اهل بها به اسلام ، موضوعي است كه قلب بهائيان را نيز متاثر مي سازد . درد و رنج بهائيان از ايذا و اذيت توسط عده اي نادان خود كم نيست كه حال بايد اين تهمت را نيز تحمل كرده و براي هم ميهنان مسلمانشان توضيح بدهند كه اينگونه نيست و اين ها مشتي اكاذيب است .

اما در واقعيت داستان چيز ديگري است ، ملت آگاه و فهيم ايران به تهمت هاي ملايان عليه بهائيان توجه ندارند. آنان بهائيان را دوست دارند و به آنان چون يك ايراني و يك برادر احترام مي گذارند . مردم ايران براستي آن چيزي نيستند كه ملايان از آن دم مي زنند . براي نگارنده ، بارها پيش آمده است كه از انجام كاري هراس داشته ام و علت آن هم بهائي بودنم بوده ، شايد بتوان گفت خودمان نيز بنوعي تبعيض را قبول كرده ايم ، اما در كمال ناباوري دوستان مسلمانم مرا به آن كار تشويق كرده و در كنارم ايستاده اند .

اين مسئله و مسائلي از اين دست بسيار براي بنده و بهائيان ديگر اتفاق افتاده است . هنگامي كه با اين مسائل برخورد مي كنيم سردرگم و حيران مي شويم و البته دل شكسته . حيران مي شويم كه نظم نوين بهاالله در حال تكميل است و عنقريب تمام عالم را در خود ذوب مي كند ، نظمي كه سالها قبل مسيح بشارت آن را داده بود ، مسرور مي شوم كه همهء ما از يك چشمه آب مي خوريم و البته محزون ميشوم كه چرا عده اي با توسل به زور به نام دين و خفقان و وحشت بجاي مقدسات سعي در دور نگاه داشتن اين مردم از شمس حقيقت دارند .

اشتباه نكنيد ! هيچكدام از آن دوستان مسلماني كه ذكر خيرشان رفت تابحال از بنده درخواست كتاب نكرده اند ، تابحال نخواسته اند كه در جلسات بهائي شركت كنند و تا بحال نخواسته اند كه بهائي بشوند ، اما ازاينكه عده اي از هموطنان خود را كه خوب مي شناسند و به خوبي و صداقتشان ايمان دارند را دربند مشتي ظالم مي بينند نگرانند و ناراحت . آنها نمي خواهند بهائي باشند ، اما مي خواهند كه بهائيان آزاد باشند . آنان براستي معناي بار يك دار بودن را دريافته اند زيرا كه تمام سيبهاي يك درخت به يك كيفيت ، يك طعم و مزه نيستند ، و ما همان سيب ها هستيم .

به اميدروزي كه ظالمان عالم دست از ظلم خود بكشند و سلطنت خداوند جايگزين سلطنت آنان شود .

به اميدصلح

منبع : http://www.iranglobal.info/I-G.php?mid=19&news-id=377

+ نوشته شده در  87/10/07ساعت 22:49  توسط FREEDOM  | 

جواب ميدهم پس هستم

درحالي كه صدور قطع نامه هاي مختلف در محكوميت رژيم ايران به نقض حقوق بشر همچنان ادامه دارد ، دولت تهران بي توجه به خواست جهانيان روز به روز بر اعمال ضد بشري خود مي افزايد . در اين بين برخورد خصمانه دولت تهران با اقليت هاي مذهبي علي الخصوص بهائيان بعنوان يكي از سياستهاي اصلي دولت همچنان ادامه دارد و هر روز بر وسعت آن افزوده مي شود .

در تازه ترين مورد ، در يكي از دبيرستانهاي دخترانه شيراز ، دانش آموزي بهائي بعلت اعتقاد به ديانت بهائي و آنچه كه تبليغ و توهين به مقدسات از طرف اولياي مدرسه ناميده مي شود در آستانه اخراج از دبيرستان قرار دارد .

ماجرا از وقتي شروع شد كه همشاگردي هاي جوان بهائي در راه مدرسه ، درون سرويس ، و با توجه به حس كنجكاويشان ، جزوه معلم بهائي ستيز خود را در آورده و سعي در سنجيدن محتويات آن داشتند ، پرسش و پاسخ ها شروع مي شود و جوان بهائي موردهايي را كه درست بوده تائيد مي كند و موارد اشتباه و تهمت ها را با ذكر دليل و برهان آشكار مي سازد . گويا عمل شفاف سازي ، كه بنابر درخواست خود بچه ها صورت گرفته بود ، به مذاق ناظم خوش نيامده است . آثار خشم ناظم را در ساعات پاياني مدرسه آشكار مي شود ، هنگامي كه بلندگوي دبيرستان نام جوان را صدا مي زند . ناظم غضب ناك ، در جلوي چشمان بهت زنده جوان بهائي ، معلمان و چند تن از اوليا با صداي بلند نعره مي زند : يكبار ديگر از اين غلطهايي كه امروز كردي بكني ، آنچنان كتك مي خوري كه حالت جا بيايد !! فكر كرديد دين هستيد كه تبليغ هم مي كني ؟ من آدمت مي كنم و از حراست هم نمي ترسم . شما ها ساخته دست انگليس هستيد و از آنها پول مي گيريد . شما ها نجسيد و مشتي كثافت هستيد ... ناظم تا مي توانست فحش مي داد و بد وبيراه مي گفت ، از صداي بلند او همه دور دفتر جمع شده بودند و نگاه مي كردند كه آخر اين جوان آرام و منظبت چه كار اشتباهي كرده كه چنين آماج حملات ناظم واقع شده است .

متاسفانه اولياي امور راههاي چندان خوشايندي را پيش روي اين جوان قرار نداده اند ، اين جوان يا بايد ساكت بماند و در مقابل توهين ها و تحقير ها چيزي نگويد ، كه اين خود به نوعي تائيد تهمت هاست و اين همان چيزي است كه آنها مي خواهند ، يا اينكه بايد از تحصيل محروم بماند.

در يكي ديگر از اين قبل تحريكات در هفته ي گذشت در يكي ديگر از هنرستانهاي دخترانه شيراز ، در ساعات تفريح دانش آموزان و هنگامي كه آنان در حياط هنرستان مشغول تفريح و بازي بوده اند ، از بلند گوي دبيرستان مطالبي عليه ديانت بهائي مرتبا پخش مي شود . كه حتي اعتراض عده اي از هنرجويان مسلمان را نيز در پي داشته است .

مدرسه مكاني كه مانند خانه دوم دانش آموزان مي باشد ، تبديل به مكاني براي فعاليتهاي انحرافي گشته و مكاني براي برآورده كردن نيّات عده اي معلوم الحال شده است كه با دست آويز قرار دادن عواطف و احساسات پاك و كودكانه سعي در برآورده كردن مقاصد شيطاني خود دارند . جالب تر آن است كه همه اينها در مملكتي اتفاق مي افتد كه رئيس جمهور آن با افتخار، آن را آزاد ترين مملكت دنيا اعلام مي دارد . سال گذشته در اين دو مدرسه تعداد بيشتري دانش آموز بهائي درس مي خواندند كه اكنون تعداد آنها در هر دو مدرسه به يك نفر رسيده است. گويا مسئولين اين دو دبيرستان حتي تحمل همين يك بهائي مظلوم را نيز ندارند و در صدند ، به هر صورت ممكن آنها را از مدرسه اخراج كنند .

البته اخراج دانش آموزان بهائي موضوع جديدي نيست ، اما اين موضوع ناشكيبايي مذهبي عده اي خاص و همچنين رسوخ و احياء عقايد حجتيه را بيش از پيش نمايان مي سازد . جواب معاون دبيرستان به اولياي اين جوان كه گفته است من كتاب اقدس شما را در چهار سالگي هنگامي كه در كلاس هاي ضدبهائي شركت مي كردم خوانده ام !! خود ، به تنهايي گوياي تمام مطلب مي باشد و نشان ازعمق بغض و كينه اين اشخاص نسبت به آئين بهائي و صد البته پيروان مظلوم آن در كشور ايران دارد .

احبا ايران سالهاست كه اين رزايا را بجان خريده اند و شاكر آن نيز هستند ، براي مثال در ماجراي ذكر شده قبل از توهين هاي معاون و موضوع اخراج تنها عده اي از همكلاسان اين داشن آموز از ديانت وي اطلاع داشتند اما بلوايي كه معاون مدرسه براه انداخت باعث تبليغ آئين بهائي در بين 400 نفر از دانش آموزان ديگر دبيرستان گرديد . كاري كه جوان بهائي در مدت سه سال تحصيل نتوانسته بود انجام بدهد معاون مدرسه در كمتراز سه ساعت انجام داد و اين خود بزرگي امرالله را مي رساند كه چگونه اعدا و دشمنان خود منادي امر مي شوند و نسبت به گسترش آن اقدام مي كنند .

موضوع ديگر ناشكيبايي و عدم مدارا و خويشتن داري اين اشخاص مي باشد . اين معاون در هنگام روبرويي با ولي اين جوان آيه معروف اشدا علي الكفار را بر زبان آورده و مدعي شده اند كه در بين خودشان ( مسلمانان) و در ميان همديگر بسيار رئوف هستند اما نسبت به كفار بسيار سختگير و بي رحم !! اين موضوع جاي بحث بسيار دارد . با يادآوري ظلمهايي كه در حق اهل سنت سيستان و بلوچستان و خراب كردن مسجد سني ها و همچنين بازداشتهاي مكرر مفتي هاي كردستان مي شود نميتوان سخن معاون را چندان جدي گرفت ، همچنين ياد آوري اين نكته ضروري است كه بهائيان را به سبب اعتقادشان به خداوند عزوجل نميتوان كافر ناميد.

همه مي دانيم كه افراد با منطق كه حرفي براي گفتن دارند ، احتياجي به پرخاش و توهين به طرف مقابل ندارند ، اما شخصي كه حرفي براي ارائه نداشته باشد سعي مي كند با هوچي گري و داد و بيداد نقائص خود و منطقش را بپوشاند . اين معاون و امثال ايشان از همان دسته دوم هستند كه در مقابل يك جوان 17ساله چنان در بحث و گفتگو كم آورده و خوار و زبون شده اند كه با تمام امكانات خود به جنگ با وي رفته در اين راه از توهين و تهمت و حتي بي آبرو كردن وي در حضور تمام دانش آموزان و اوليا نيز ترسي ندارند .

در آخر بايد از مسئولين نظام و آموزش و پرورش پرسيد ، كه آيا مدرسه جايي براي تعليم و تربيت دانش آموزان است و يا جايي است براي اعمال سلايق شخصي عده اي خاص ؟ دوم آنكه دليل برگزاري كلاس هاي بهائي ستيزي و يا اعلام مشتي تحريفات و كذبيات از بلندگوي مدرسه چيست ؟ آيا چيزي جز شستشوي مغزي مي باشد ؟ آيا اگر اين حركت در يك كشور اروپايي و بر ضد ديانت اسلام انجام شود شما آن را محكوم و فورا به مجامع بين المللي شكايت نمي كنيد ؟ پس سبب چيست كه به گفته معاون پرورشي مدرسه مرتبا در اين مورد و براي مبارزه با جوانان محصل بهائي انواع بخش نامه ها را براي مدارس ارسال مي داريد ؟ جناب رئيس جمهور و وزير محترم آموزش و پرورش ، چگونه است در مملكتي كه بقول مسئولين آن رافت اسلامي در آن موج ميزند و آزاد ترين مملكت دنيا هم هست ! چنين توهين ها و اهانت هايي آن هم از طرف اشخاصي تحصيل كرده و فرهنگي به يك دانش آموز مي شود ؟ بايد پرسيد چگونه ادعاي پيروي از علي (ع) و حسين(ع) را داريد اما اين چنين بيرحمانه پرده هاي آبروي يك جوان را مي دريد ؟ آيا براستي اينها ، آموزهاي علي (ع) و حسين(ع) هستند ؟ پس اگر دين نداريد لااقل آزاده مرد باشيد . گويا تبعيض عليه بهائيان در مورد ورود به دانشگاه شما را قانع نكرده است كه مي خواهيد همين تحصيلات ابتدايي را نيز سلب كنيد

منبع : http://www.noghtenazar2.info/node/649

+ نوشته شده در  87/10/02ساعت 0:22  توسط FREEDOM  |